obsequious behavior
رفتار چاپزده
obsequious servant
خدمتکار چاپزده
obsequious attitude
حرفهای چاپزده
obsequious flattery
تملق چاپزده
obsequious sycophant
مخاطبخواه چاپزده
obsequious smile
لبخند چاپزده
obsequious remarks
اظهارات چاپزده
obsequious praise
تعریف چاپزده
obsequious response
پاسخ چاپزده
obsequious compliance
اطاعت چاپزده
his obsequious behavior made everyone uncomfortable.
رفتار چاپنمدگی او باعث ناراحتی همه شد.
she offered obsequious compliments to her boss.
او تعارفهای چاپنمدانه به رئیس خود ارائه داد.
the obsequious assistant always agrees with his manager.
دستیار چاپنمدگی همیشه با مدیر خود موافق است.
they found his obsequious attitude hard to tolerate.
آنها تحمل کردن رفتار چاپنمدگی او را دشوار یافتند.
obsequious flattery is often seen as insincere.
تعارف چاپنمدانه اغلب به عنوان غیرصادقانه تلقی میشود.
her obsequious nature made her popular among superiors.
طبع چاپنمدگی او باعث محبوبیت او در بین مافوقها شد.
he had an obsequious smile that annoyed his colleagues.
او لبخندی چاپنمدانه داشت که همکارانش را آزار میداد.
obsequious individuals often lack genuine opinions.
افراد چاپنمدگی اغلب فاقد نظرات واقعی هستند.
the obsequious praise from the audience felt forced.
تعریف و تمجید چاپنمدانه از سوی مخاطبان اجباری به نظر میرسید.
in meetings, his obsequious remarks drew criticism.
در جلسات، صحبتهای چاپنمدانه او باعث انتقاد شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید