oceanian

[ایالات متحده]/əʊˈsiːənɪən/
[بریتانیا]/oʊˈsiːəniən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به اقیانوسیه
n. یک بومی یا ساکن اقیانوسیه

عبارات و ترکیب‌ها

oceanian culture

فرهنگ اقیانوسی

oceanian cuisine

آشپزی اقیانوسی

oceanian wildlife

جانوران وحشی اقیانوسی

oceanian languages

زبان‌های اقیانوسی

oceanian islands

جزایر اقیانوسی

oceanian history

تاریخ اقیانوسی

oceanian art

هنر اقیانوسی

oceanian music

موسیقی اقیانوسی

oceanian festivals

جشنواره‌های اقیانوسی

oceanian economy

اقتصاد اقیانوسی

جملات نمونه

the oceanian culture is rich and diverse.

فرهنگ اقیانوسی غنی و متنوع است.

many oceanian countries rely on tourism for their economy.

بسیاری از کشورهای اقیانوسی برای اقتصاد خود به گردشگری متکی هستند.

the oceanian climate varies from tropical to temperate.

آب و هوای اقیانوسی از گرمسیری تا معتدل متغیر است.

oceanian wildlife is unique and fascinating.

حیات وحش اقیانوسی منحصر به فرد و جذاب است.

she studied oceanian languages during her university years.

او در طول سال‌های دانشگاهی خود به مطالعه زبان‌های اقیانوسی پرداخت.

oceanian art often reflects the relationship with nature.

هنر اقیانوسی اغلب رابطه با طبیعت را منعکس می‌کند.

he traveled to several oceanian islands last summer.

او تابستان گذشته به چندین جزیره اقیانوسی سفر کرد.

oceanian history is marked by ancient traditions.

تاریخ اقیانوسی با سنت‌های باستانی مشخص می‌شود.

she is passionate about oceanian music and dance.

او به موسیقی و رقص اقیانوسی علاقه زیادی دارد.

oceanian cuisine features fresh seafood and tropical fruits.

غذاهای اقیانوسی شامل غذاهای دریایی تازه و میوه‌های استوایی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید