refugee

[ایالات متحده]/ˌrefjuˈdʒiː/
[بریتانیا]/ˌrefjuˈdʒiː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که به دلیل فرار از جنگ، آزار یا فاجعه طبیعی مجبور به ترک کشور خود شده است؛ فردی که به دنبال پناهندگی یا پناهگاه است.
Word Forms
جمعrefugees

عبارات و ترکیب‌ها

war refugee

پناهنده جنگ

refugee camp

اردوی آوارگان

جملات نمونه

refugee camp on the border .

کمپ پناهندگان در مرز.

a refugee whose name no one could pronounce.

یک پناهنده که هیچکس نمی‌توانست نامش را تلفظ کند.

Refugees often go hungry.

پناهندگان اغلب گرسنه می‌مانند.

The refugees are still jumpy, although they are now in safety.

پناهندگان هنوز مضطرب هستند، اگرچه اکنون در امنیت هستند.

The refugees want to be resettled in London.

پناهندگان می‌خواهند در لندن دوباره اسکان داده شوند.

There was a sanctuary of political refugees behind the hospital.

پشت بیمارستان، پناهگاهی برای پناهندگان سیاسی وجود داشت.

The refugee camps have reached saturation point.

کمپ‌های پناهندگان به نقطه اشباع رسیده‌اند.

they carted off the refugees in the middle of the night.

آنها پناهندگان را در نیمه شب بردند.

harbor refugees; harbor a fugitive.

پناه دادن به آوارگان؛ پناه دادن به یک فراری.

the flood of refugees seeking entry to western Europe.

جریان آوارگان در جستجوی ورود به اروپای غربی.

a massive influx of refugees from front-line areas.

یک سیل بزرگ پناهندگان از مناطق خط مقدم.

mercy missions to refugees caught up in the fighting.

ماموریت‌های بشردوستانه به آوارگان گرفتار در درگیری‌ها.

the refugee encampments will provide some respite from the suffering.

اردوهای آوارگان کمی آرامش را از رنج به ارمغان خواهند آورد.

Sick and starving refugees are the flotsam and jetsam of war.

پناهندگان بیمار و گرسنه، بقایای جنگ هستند.

refugees who ached for their homeland.

آوارگانی که دلتنگ سرزمین مادری خود بودند.

rootless refugees in a strange country.

پناهندگان بی‌ریشه در یک کشور غریب.

Some of the political refugees found sanctuary in a monastery.

برخی از پناهندگان سیاسی در یک صومعه پناه گرفتند.

نمونه‌های واقعی

But the plan only includes 20,000 refugees.

اما طرح فقط شامل ۲۰۰۰۰ پناهنده است.

منبع: European and American Cultural Atmosphere (Audio)

So you have 60 million refugees globally.

بنابراین شما در سطح جهانی ۶۰ میلیون پناهنده دارید.

منبع: TED Talks (Audio Version) October 2015 Collection

Even Spain takes more refugees than the UK.

حتی اسپانیا پناهنده‌های بیشتری نسبت به انگلستان می‌پذیرد.

منبع: Financial Times

Funds are dwindling and the refugees keep pouring in.

بودجه‌ها رو به کاهش است و پناهندگان همچنان وارد می‌شوند.

منبع: NPR News July 2014 Compilation

Santo Makoi is a political refugee from South Sudan.

سانتو ماکوی یک پناهنده سیاسی از سودان جنوبی است.

منبع: VOA Special April 2019 Collection

Syria's neighbors are hosting over 4 million refugees.

همسایگان سوریه بیش از ۴ میلیون پناهنده را پذیرفته‌اند.

منبع: VOA Standard October 2015 Collection

So I went to the refugee camp.

بنابراین من به کمپ پناهندگان رفتم.

منبع: TED Talks (Audio Version) September 2015 Collection

The minister responsible has questioned whether the migrants are genuine refugees.

وزیر مسئولیت داشته است که آیا مهاجران پناهنده‌های واقعی هستند یا خیر.

منبع: CNN 10 Student English January 2019 Collection

Tuvaluans now living in New Zealand call themselves " climate refugees."

بومیان تووالو که اکنون در نیوزیلند زندگی می‌کنند، خود را "پناهندگان آب و هوایی" می‌نامند.

منبع: Global Slow English

Do you know how many climate refugees there will be?

می‌دانید چند پناهنده آب و هوایی وجود خواهد داشت؟

منبع: Environment and Science

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید