sensuality

[ایالات متحده]/sensjʊ'ælɪtɪ/
[بریتانیا]/ˌsɛnʃʊ'ælɪti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قدردانی از لذت‌های حسی؛ تسلیم در لذت‌های حسی؛ شهوت‌پرستی.

جملات نمونه

the sensuality of his poetry

شهوت در شعر او

the extravagances of sensuality

اثرپریشی‌های حسی

life can dazzle with its sensuality, its colour.

زندگی می‌تواند با غرقگیری و رنگش خیره کننده باشد.

Any nobleness begins at once to refine a man's features, any meanness or sensuality to imbrute them.

هر نوع بزرگی بلافاصله شروع به پالایش ویژگی‌های یک مرد می‌کند، در حالی که هر نوع پست‌کاری یا شهوت‌طلبی آن‌ها را خشن می‌کند.

She exudes sensuality in her every movement.

او در هر حرکت خود، جذابیت و اغواگری را از خود نشان می‌دهد.

The perfume has a hint of sensuality.

این عطر ردی از جذابیت و اغواگری دارد.

The movie portrayed the character's sensuality beautifully.

فیلم به زیبایی، جذابیت و اغواگری شخصیت را به تصویر کشید.

Her sensuality is captivating.

جذابیت و اغواگری او مسحور کننده است.

The dance was filled with sensuality and passion.

رقص با جذابیت و اغواگری و اشتیاق پر شده بود.

He has a natural sensuality that draws people to him.

او جذابیت و اغواگری ذاتی دارد که مردم را به سمت خود جذب می‌کند.

The painting captures the sensuality of the human form.

این نقاشی، جذابیت و اغواگری فرم انسانی را به تصویر می‌کشد.

The book describes the sensuality of the tropical landscape.

این کتاب، جذابیت و اغواگری چشم انداز استوایی را توصیف می‌کند.

She wore a dress that oozed sensuality.

او لباسی پوشیده بود که جذابیت و اغواگری را به نمایش می‌گذاشت.

The music video is filled with sensuality and seduction.

ویدیو موسیقی با جذابیت و اغواگری و فریبندگی پر شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید