seduction

[ایالات متحده]/sɪ'dʌkʃ(ə)n/
[بریتانیا]/sɪ'dʌkʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وسوسه؛ جذابیت؛ فریبندگی.

جملات نمونه

The art of seduction can be powerful.

هنر اغوا می تواند قدرتمند باشد.

She used her charm for seduction.

او از جذابیت خود برای اغوا استفاده کرد.

He fell for her seduction and couldn't resist.

او اسیر اغوای او شد و نتوانست مقاومت کند.

The movie portrayed the seduction of a young woman.

فیلم به تصویر کشیدن اغوای یک زن جوان را نشان داد.

His seduction techniques are well-known in the industry.

تکنیک‌های اغوای او در این صنعت به خوبی شناخته شده است.

She used subtle seduction to get what she wanted.

او برای رسیدن به خواسته‌های خود از اغوای ظریف استفاده کرد.

The seduction of power can be dangerous.

اغوای قدرت می تواند خطرناک باشد.

The novel is filled with themes of seduction and betrayal.

این رمان مملو از مضامین اغوا و خیانت است.

He succumbed to the seduction of wealth.

او در برابر اغوای ثروت تسلیم شد.

The seduction of fame led her down a dark path.

اغوای شهرت او را به مسیری تاریک کشاند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید