south

[ایالات متحده]/sauθ/
[بریتانیا]/saʊθ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جهت به سمت بخش جنوبی یک منطقه یا کشور
adv. به سمت بخش جنوبی یک منطقه یا کشور
adj. مربوط به بخش جنوبی یک منطقه یا کشور

عبارات و ترکیب‌ها

southern hemisphere

نیمکره جنوبی

southward

جنوب

southeast

جنود شرقی

south pole

قطب جنوب

southerly winds

وزش بادهای جنوبی

southbound train

قطار به سمت جنوب

south korea

کره جنوبی

south of

جنوب از

in the south

در جنوب

south africa

آفریقای جنوبی

south america

آمریکای جنوبی

south korean

کره جنوبی

south china sea

دریای جنوب چین

south african

جنوبی آفریقایی

south american

جنوب آمریکایی

south asia

جنوب آسیا

south carolina

کارولینای جنوبی

south side

جنب جنوبی

south gate

دروازه جنوبی

south dakota

داکوتای جنوبی

south australia

استرالیا جنوبی

south island

جزیره جنوب

face south

به سمت جنوب رو بهرو

south wind

باد جنوب

جملات نمونه

the lithology of South Wales.

لیتولوژی ولز جنوبی

the new South Africa.

آفریقای جنوبی جدید

a trek to the South Pole.

یک سفر به قطب جنوب

Spain is in the south of Europe.

اسپانیا در جنوب اروپا قرار دارد.

a room with a south aspect

اتاق با نمای جنوبی

a hot south wind.

یک باد جنوبی داغ

There is a strong south wind.

یک باد جنوبی قوی وجود دارد.

they are honeymooning in the south of France.

آنها در جنوب فرانسه مشغول گذراندن تعطیلات بعد از عروسی هستند.

they drove directly south-west.

آنها مستقیماً به سمت جنوب غربی رانندگی کردند.

the south-westward extension of the valley.

گسترش جنوب غربی دره

Mexico is to the south of the U.S.A..

مکزیک در جنوب ایالات متحده آمریکا قرار دارد.

Viet Nam is on the south of China.

ویتنام در جنوب چین قرار دارد.

the Black population of South Africa.

جمعیت سیاه‌پوست آفریقای جنوبی.

North and south are opposite directions.

شمال و جنوب جهت های مخالف هستند.

She went south with a vase.

او با یک گلدان به سمت جنوب رفت.

نمونه‌های واقعی

" Bearing south! " shouted Mad-Eye, " Town ahead! "

«جنوب در پیش است! » مدم چشم فریاد زد: « شهر در پیش است!»

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

No, they live down south near Helsinki.

نه، آن‌ها در جنوب نزدیک هلسینکی زندگی می‌کنند.

منبع: American English dialogue

Which of these cities is located the farthest south?

کدام یک از این شهرها دورترین نقطه جنوب را اشغال کرده است؟

منبع: CNN 10 Student English March 2020 Compilation

You want to run away south run away.

می‌خواهید به سمت جنوب فرار کنید، فرار کنید.

منبع: Game of Thrones (Season 1)

Later, she attended Wheaton College south of Boston.

بعداً، او در کالج ویتون که در جنوب بوستون قرار دارد، شرکت کرد.

منبع: VOA Special October 2021 Collection

Massive auroras occurred as far south as the Caribbean.

شفق‌های قطبی بزرگ تا حد جنوب کارائیب رخ دادند.

منبع: Kurzgesagt science animation

It caused brilliant auroras far south of the Arctic.

این باعث ایجاد شفق‌های قطبی درخشان در جنوب قطب شمال شد.

منبع: CNN Selected December 2015 Collection

George, thank you for so bravely defending the south.

جرج، از اینکه با شجاعت اینقدر جنوب را دفاع کردی، متشکرم.

منبع: The Vampire Diaries Season 2

Will you miss me while off defending the south?

آیا در حالی که در حال دفاع از جنوب هستم، دلتنگم خواهی شد؟

منبع: The Vampire Diaries Season 2

Since when do Mountain Trolls venture this far south?

از چه زمانی کوتوله های کوهستانی اینقدر به سمت جنوب ماجراجویی می‌کنند؟

منبع: The Hobbit: An Unexpected Journey

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید