tradition

[ایالات متحده]/trəˈdɪʃn/
[بریتانیا]/trəˈdɪʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک رسم یا باور دیرینه که از نسل به نسل منتقل می‌شود؛ انتقال رسوم یا باورها از نسلی به نسل دیگر

عبارات و ترکیب‌ها

time-honored tradition

قدمت‌گذار

cultural tradition

رسوم فرهنگی

by tradition

به سنت

oral tradition

سنّت شفاهی

جملات نمونه

to pass down tradition

انتقال سنت‌ها

to break with tradition

گسستن از سنت‌ها

نمونه‌های واقعی

Anna, the dance just shows the courtship tradition.

آنا، رقص فقط نشان دهنده سنت خواستگاری است.

منبع: VOA Let's Learn English (Level 2)

Through embroidery we were promoting their traditions.

از طریق گلدوزی، ما در حال ترویج سنت‌های آنها بودیم.

منبع: TED Talks (Audio Version) September 2016 Collection

Still, the stone carvers keep the old traditions alive.

با این حال، معصومان سنگ، سنت‌های قدیمی را زنده نگه می‌دارند.

منبع: Selected English short passages

This is the History of Thanksgiving Traditions.

این تاریخ سنت‌های شکرگزاری است.

منبع: Thanksgiving Matters

And they learned about our old tradition.

و آنها در مورد سنت قدیمی ما یاد گرفتند.

منبع: Global Slow English

The Stag Hunt is a respected tradition.

شکار گوزن یک سنت مورد احترام است.

منبع: Lost Girl Season 2

Maybe you can start a new tradition.

شاید بتوانید یک سنت جدید شروع کنید.

منبع: Coach Shane helps you practice listening.

I also got to see Super Bowl traditions.

من همچنین توانستم سنت‌های سوپر Bowl را ببینم.

منبع: CNN 10 Student English February 2023 Compilation

Again, this references the tradition of history paintings.

باز هم، این به سنت نقاشی‌های تاریخی اشاره دارد.

منبع: Secrets of Masterpieces

Lots of those traditions involve what you eat.

سنت‌های زیادی شامل آنچه می‌خورید، می‌شود.

منبع: 2024 New Year Special Edition

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید