victor

[ایالات متحده]/ˈviktə/
[بریتانیا]/ˈvɪktɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. برنده; کسی که پیروزی را به دست می‌آورد.

عبارات و ترکیب‌ها

emerge victorious

به پیروزی رسیدن

victory

پيريوزي

victor hugo

ویكتور هوگو

جملات نمونه

he was awarded the victor's belt.

او کمربند پیروزمند را دریافت کرد.

the victor sees it as a sign of capitulation.

پیروز آن را به عنوان نشانه تسلیم می‌بیند.

Victor and I go back a long way.

ویكتور و من راه زیادی را با هم طی کرده‌ایم.

Victor buffed the glass until it gleamed.

ویکتور شیشه را تا زمانی که درخشید صیقل داد.

victors dictating the terms of surrender;

پیروزان شرایط تسلیم را دیکته می‌کنند;

After the war, the victors returned in triumph.

پس از جنگ، پیروزان با پیروزی بازگشتند.

jam to the rhythm of the percussion ensemble of Aldo DéBongo, Gabbard, Victor Geronimo and De Kai.

همراه با ریتم گروه کوبه‌ای آلدو دبونگو، گابارد، ویکتور گرونیمو و د کای.

The victors pitilessly carved up the defeated country, each taking an equal share.

پیروزان بی‌رحمانه کشور شکست‌خورده را تقسیم کردند، هر کدام سهم مساوی بردند.

National Library Board of Singapore (NLB) is an antecessor and victor compared with institutions of the same trade in carrying out knowledge management.

هیئت کتابخانه ملی سنگاپور (NLB) یک پیشرو و پیروز در مقایسه با مؤسسات مشابه در انجام مدیریت دانش است.

4. National Library Board of Singapore (NLB) is an antecessor and victor compared with institutions of the same trade in carrying out knowledge management.

4. هیئت کتابخانه ملی سنگاپور (NLB) یک پیشرو و پیروز در مقایسه با مؤسسات مشابه در انجام مدیریت دانش است.

...Mike Christopher Jacot .... Jake Victor McGuire .... Cop 1 Michael Regan .... Chatterer Cenobite Gary J.

...مایک کریستوفر جکوت .... جِیِک ویکتور مکگیر .... افسر 1 مایکل رگان .... چتره‌ کننده Cenobite گری جی.

Within a month, Jacobs was working with Victor Roundtree, who, with Andre Rozier, trains him today. Eventually, the Starrett City Gym became his home and the plaudits started pouring in.

در عرض یک ماه، جکس با ویکتور راندرتراو که با آندره روزیه، امروز او را آموزش می‌دهد، کار می‌کرد. در نهایت، باشگاه شهر استارتت به خانه او تبدیل شد و تشویق‌ها شروع به سرازیر شدن کردند.

نمونه‌های واقعی

But have you ever seen a less jubilant victor?

آیا تا به حال مرد پیروز کم‌شور و شوقی دیده‌اید؟

منبع: The Power of Art - Michelangelo da Caravaggio

The loser retreats and the exhausted but triumphant victor returns to the female.

بازنده عقب‌نشینی می‌کند و مرد پیروز خسته اما مقتدر به زن بازمی‌گردد.

منبع: Beautiful China

The victor raised his arms in triumph.

مرد پیروز دست‌هایش را به نشانه پیروزی بالا برد.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

But Vector probably wouldn't be " victor" .

اما احتمالاً وکتور «پیروز» نخواهد بود.

منبع: CNN 10 Student English January 2019 Collection

So what are you saying, I should marry victor becauseyou're a withholding father?

پس می‌خواهید چه بگویید، من باید با ویکتور ازدواج کنم چون شما پدر دریغ‌کننده هستید؟

منبع: Desperate Housewives Season 3

Who's Victor? We never heard about him.

ویکتور کیست؟ ما هرگز در مورد او نشنیده‌ایم.

منبع: Modern Family Season 6

History is written by the victors.

تاریخ توسط پیروزان نوشته می‌شود.

منبع: Lost Girl Season 4

Raphael Warnock was one of the victors.

رفائل وارنوک یکی از پیروزان بود.

منبع: The Economist (Summary)

You think victor's my only option?

فکر می‌کنید ویکتور تنها گزینه من است؟

منبع: Desperate Housewives Season 4

A four year old nicknamed " Little Josh" came out the victor.

یک کودک چهار ساله به نام «جاش کوچولو» به عنوان برنده ظاهر شد.

منبع: CNN 10 Student English Compilation April 2021

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید