yoshi

[ایالات متحده]/ˈjɒʃi/
[بریتانیا]/ˈjoʊʃi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصیتی شبیه دایناسور از سری بازی‌های ماریو نینتندو؛ یک اسم یا لقبی (ریشه ژاپنی)، اغلب اشاره به "یوشی" دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

yoshi time

Persian_translation

yoshi party

Persian_translation

yoshi moment

Persian_translation

yoshi power

Persian_translation

yoshi mode

Persian_translation

yoshis everywhere

Persian_translation

yoshi vibes

Persian_translation

yoshi squad

Persian_translation

yoshied out

Persian_translation

yoshiing around

Persian_translation

جملات نمونه

yoshi made a quick decision and left early.

یوشی به سرعت تصمیم گرفت و زودتر از آنجا رفت.

yoshi took a deep breath before speaking.

یوشی قبل از صحبت کردن نفسی عمیق کشید.

yoshi paid close attention to the safety signs.

یوشی با دقت زیادی به علائم ایمنی توجه کرد.

yoshi kept a promise even when it was difficult.

یوشی حتی زمانی که دشوار بود، به وعده‌اش عمل کرد.

yoshi raised an important question during the meeting.

یوشی در طول جلسه یک سؤال مهم مطرح کرد.

yoshi made a strong impression on the interview panel.

یوشی روی هیئت مصاحبه تاثیر مثبتی گذاشت.

yoshi took responsibility for the mistake.

یوشی مسئولیت اشتباه را به عهده گرفت.

yoshi reached an agreement with the supplier.

یوشی با تأمین‌کننده به توافق رسید.

yoshi offered a helping hand to a new coworker.

یوشی به یک همکار جدید کمک کرد.

yoshi kept in touch with old friends after graduation.

یوشی پس از فارغ‌التحصیلی با دوستان قدیمی در ارتباط بود.

yoshi set a realistic goal for the next quarter.

یوشی یک هدف واقع‌بینانه برای سه‌ماهه آینده تعیین کرد.

yoshi made an effort to stay on schedule.

یوشی تلاش کرد تا در برنامه زمانبندی بماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید