abbeys

[ایالات متحده]/ˈæbəɪz/
[بریتانیا]/ˈæbz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع abbey: یک صومعه یا دیر بزرگ، به ویژه یکی که رها شده است؛ تمام راهبان یا راهبه‌هایی که در یک abbey زندگی می‌کنند

جملات نمونه

the region is dotted with ancient abbeys.

منطقه با صومعه‌های باستانی پوشیده شده است.

visitors can explore the ruins of several abbeys.

بازدیدکنندگان می‌توانند از بقایای چندین صومعه بازدید کنند.

the abbey was once a center of learning.

صومعه زمانی مرکز آموزش بود.

she feels a sense of peace when visiting abbeys.

وقتی از صومعه‌ها بازدید می‌کند، احساس آرامش می‌کند.

the abbey's architecture is stunningly beautiful.

معماری صومعه به طرز چشمگیری زیبا است.

historians study the history of abbeys.

تاریخ‌نگاران تاریخ صومعه‌ها را مطالعه می‌کنند.

the monks lived a simple life in the abbey.

راهبان زندگی ساده‌ای در صومعه داشتند.

many abbeys have been converted into museums.

بسیاری از صومعه‌ها به موزه‌ها تبدیل شده‌اند.

the abbey is a popular tourist destination.

صومعه یک مقصد گردشگری محبوب است.

she spent her childhood near an abbey.

او دوران کودکی خود را در نزدیکی یک صومعه گذراند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید