monasteries

[ایالات متحده]/ˈmɒnəstəriz/
[بریتانیا]/ˈmɒnəˌstɪriz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکان‌هایی که راهبان در آن زندگی و کار می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

ancient monasteries

صومعه‌های باستانی

buddhist monasteries

صومعه‌های بودایی

christian monasteries

صومعه‌های مسیحی

monasteries complex

مجتمع صومعه‌ها

monasteries tour

تور صومعه‌ها

historic monasteries

صومعه‌های تاریخی

remote monasteries

صومعه‌های دورافتاده

monasteries retreat

مرکز بازنشستگی صومعه‌ها

monasteries life

زندگی در صومعه‌ها

monasteries architecture

معماری صومعه‌ها

جملات نمونه

many monasteries are located in remote areas.

بسیاری از صومعه‌ها در مناطق دورافتاده واقع شده‌اند.

visitors often seek peace in the quiet monasteries.

بازدیدکنندگان اغلب به دنبال آرامش در صومعه‌های آرام هستند.

monasteries play a significant role in preserving culture.

صومعه‌ها نقش مهمی در حفظ فرهنگ ایفا می‌کنند.

some monasteries offer meditation retreats for the public.

برخی از صومعه‌ها بازخشت‌های مدیتیشن را برای عموم ارائه می‌دهند.

monasteries are often centers of learning and scholarship.

صومعه‌ها اغلب مراکز آموزش و پژوهش هستند.

the architecture of ancient monasteries is fascinating.

معماری صومعه‌های باستانی جذاب است.

monasteries often have beautiful gardens and landscapes.

صومعه‌ها اغلب دارای باغ‌ها و مناظر زیبا هستند.

many monks dedicate their lives to the work of monasteries.

بسیاری از راهبه‌ها زندگی خود را وقف کار صومعه‌ها می‌کنند.

monasteries can provide a sense of community and belonging.

صومعه‌ها می‌توانند حس اجتماع و تعلق را فراهم کنند.

some monasteries are famous for their unique art and manuscripts.

برخی از صومعه‌ها به خاطر هنر و دست‌نویس‌های منحصر به فرد خود مشهور هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید