abecedarius

[ایالات متحده]//ˌeɪ.biː.siːˈdeə.ri.əs//
[بریتانیا]//ˌeɪ.biː.siːˈder.i.əs//

ترجمه

n. یک اکروستیک که در آن حروف اول خطوط به ترتیب حروف الفبا را دنبال می‌کنند.
adj. به ترتیب الفبایی تنظیم شده.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the poet wrote an abecedarius poem for the competition.

شاعر یک شعر ابجدی برای مسابقه نوشت.

she used an abecedarius form in her latest collection.

او در جدیدترین جمعه‌اش از فرم ابجدی استفاده کرد.

the abecedarius structure follows the alphabet sequence.

ساختار ابجدی دنباله‌ای از حروف الفبا را دنبال می‌کند.

he created an abecedarius arrangement for the children's book.

او یک ساختار ابجدی برای کتاب کودکان ساخت.

the abecedarius verse begins with each successive letter.

آیینه ابجدی با هر حرف متوالی شروع می‌شود.

teachers often use abecedarius exercises to teach the alphabet.

معلمان اغلب تمرین‌های ابجدی را برای آموزش الفبا استفاده می‌کنند.

the manuscript contains a rare abecedarius pattern.

این مانوسکرپ یک الگوی نادر ابجدی دارد.

an abecedarius can be challenging to compose.

ساخت یک ابجدی می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

the medieval manuscript featured an abecedarius format.

مانوسکرپ میانه‌ای یک فرمت ابجدی داشت.

students learned about abecedarius poetry in class.

دانش‌آموزان در کلاس درباره شعر ابجدی یاد گرفتند.

the abecedarius technique requires careful planning.

فناوری ابجدی نیاز به برنامه‌ریزی دقیق دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید