in abience
در حالت غیبت
abience period
دوره غیبت
during abience
در حین غیبت
abience state
حالت غیبت
prolonged abience
غیبت م延長
abience from
غیبت از
abience time
زمان غیبت
complete abience
غیبت کامل
temporary abience
غیبت موقت
abience at
غیبت در
the abience from city life made her feel peaceful.
بیرون رفتن از زندگی شهری او را آرام میکرد.
his abience from the meeting was noticed by everyone.
بیرون رفتن او از جلسه توسط همه مورد توجه قرار گرفت.
the abience of proper equipment caused delays.
بیرون رفتن از تجهیزات مناسب باعث تاخیر شد.
we enjoyed our abience from daily responsibilities.
ما لذت بردیم از بیرون رفتن از مسئولیتهای روزمره.
the abience of rules led to chaos.
بیرون رفتن از قوانین به بینظامی منجر شد.
her abience from home lasted three months.
بیرون رفتن او از خانه سه ماه به طول انجامید.
the abience of sunlight affected the plant's growth.
بیرون رفتن از نور خورشید رشد گیاه را تحت تأثیر قرار داد.
his abience from the conversation was obvious.
بیرون رفتن او از گفتگو واضح بود.
the abience of evidence made the case difficult.
بیرون رفتن از شواهد پرونده را دشوار کرد.
we appreciated the abience of noise in the library.
ما از سکوت کتابخانه لذت بردهایم.
the abience from technology helped them reconnect.
بیرون رفتن از فناوری به آنها کمک کرد تا دوباره ارتباط برقرار کنند.
his abience from class worried his teachers.
بیرون رفتن او از کلاس معلمانش را نگران کرد.
in abience
در حالت غیبت
abience period
دوره غیبت
during abience
در حین غیبت
abience state
حالت غیبت
prolonged abience
غیبت م延長
abience from
غیبت از
abience time
زمان غیبت
complete abience
غیبت کامل
temporary abience
غیبت موقت
abience at
غیبت در
the abience from city life made her feel peaceful.
بیرون رفتن از زندگی شهری او را آرام میکرد.
his abience from the meeting was noticed by everyone.
بیرون رفتن او از جلسه توسط همه مورد توجه قرار گرفت.
the abience of proper equipment caused delays.
بیرون رفتن از تجهیزات مناسب باعث تاخیر شد.
we enjoyed our abience from daily responsibilities.
ما لذت بردیم از بیرون رفتن از مسئولیتهای روزمره.
the abience of rules led to chaos.
بیرون رفتن از قوانین به بینظامی منجر شد.
her abience from home lasted three months.
بیرون رفتن او از خانه سه ماه به طول انجامید.
the abience of sunlight affected the plant's growth.
بیرون رفتن از نور خورشید رشد گیاه را تحت تأثیر قرار داد.
his abience from the conversation was obvious.
بیرون رفتن او از گفتگو واضح بود.
the abience of evidence made the case difficult.
بیرون رفتن از شواهد پرونده را دشوار کرد.
we appreciated the abience of noise in the library.
ما از سکوت کتابخانه لذت بردهایم.
the abience from technology helped them reconnect.
بیرون رفتن از فناوری به آنها کمک کرد تا دوباره ارتباط برقرار کنند.
his abience from class worried his teachers.
بیرون رفتن او از کلاس معلمانش را نگران کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید