abience

[ایالات متحده]/ˈæbiəns/
[بریتانیا]/ˈæbiəns/

ترجمه

n. صبر
شکل‌های واژه
جمعabiences

عبارات و ترکیب‌ها

in abience

در حالت غیبت

abience period

دوره غیبت

during abience

در حین غیبت

abience state

حالت غیبت

prolonged abience

غیبت م延長

abience from

غیبت از

abience time

زمان غیبت

complete abience

غیبت کامل

temporary abience

غیبت موقت

abience at

غیبت در

جملات نمونه

the abience from city life made her feel peaceful.

بیرون رفتن از زندگی شهری او را آرام می‌کرد.

his abience from the meeting was noticed by everyone.

بیرون رفتن او از جلسه توسط همه مورد توجه قرار گرفت.

the abience of proper equipment caused delays.

بیرون رفتن از تجهیزات مناسب باعث تاخیر شد.

we enjoyed our abience from daily responsibilities.

ما لذت بردیم از بیرون رفتن از مسئولیت‌های روزمره.

the abience of rules led to chaos.

بیرون رفتن از قوانین به بی‌نظامی منجر شد.

her abience from home lasted three months.

بیرون رفتن او از خانه سه ماه به طول انجامید.

the abience of sunlight affected the plant's growth.

بیرون رفتن از نور خورشید رشد گیاه را تحت تأثیر قرار داد.

his abience from the conversation was obvious.

بیرون رفتن او از گفتگو واضح بود.

the abience of evidence made the case difficult.

بیرون رفتن از شواهد پرونده را دشوار کرد.

we appreciated the abience of noise in the library.

ما از سکوت کتابخانه لذت برده‌ایم.

the abience from technology helped them reconnect.

بیرون رفتن از فناوری به آن‌ها کمک کرد تا دوباره ارتباط برقرار کنند.

his abience from class worried his teachers.

بیرون رفتن او از کلاس معلمانش را نگران کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید