abiences

[ایالات متحده]/ˈæbɪənsɪz/
[بریتانیا]/ˈæbɪənsɪz/

ترجمه

n. تمایلات قوی به پس گردیدن یا اجتناب از محرک‌های خارجی؛ جمع abienc.

جملات نمونه

the patient exhibited strong abiences toward the medical staff.

بیمار نسبت به کارکنان پزشکی نشانه‌های قوی ا避ance نشان داد.

psychologists study abiences to understand avoidant behaviors.

روان‌شناسان برای درک رفتارهای اجتنابی، ا避ance‌ها را مطالعه می‌کنند.

measuring abiences is crucial for effective therapy.

اندازه‌گیری ا避ance‌ها برای درمان مؤثر ضروری است.

early childhood experiences often shape adult abiences.

تجربیات کودکی معمولاً ا避ance‌های بزرگسالان را شکل می‌دهد.

the drug was known to induce sudden abiences in users.

این دارو می‌دانسته شده است که در کاربران ا避ance‌های ناگهانی ایجاد کند.

understanding these abiences helps in designing better care plans.

درک این ا避ance‌ها در طراحی برنامه‌های مراقبت بهتر کمک می‌کند.

the report detailed the various abiences observed in the study group.

گزارش به جزئیات ا避ance‌های مختلفی که در گروه مطالعه مشاهده شدند، پرداخت.

addressing deep-seated abiences can take years of analysis.

برخورد با ا避ance‌های عمیق ممکن است سال‌ها تحلیل بخواهد.

his abiences towards authority figures were documented extensively.

این ا避ance‌های او نسبت به افراد مقام به طور گسترده ثبت شد.

the clinic specializes in treating severe social abiences.

این کلینیک در درمان ا避ance‌های اجتماعی شدید تخصص دارد.

the animal displayed clear abiences when approached by strangers.

زمانی که توسط غریبه‌ها نزدیک می‌شد، حیوان نشانه‌های واضح ا避ance نشان داد.

collective abiences can sometimes signal a toxic work environment.

این ا避ance‌های جمعی گاهی نشانه‌ای از محیط کار سمی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید