abounded

[ایالات متحده]/əˈbaʊndɪd/
[بریتانیا]/əˈbaundɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vوجود داشتن یا رخ دادن در تعداد زیاد؛ فراوان بودن

جملات نمونه

the forest abounded with wildlife.

جنگل مملو از حیات وحش بود.

the meadow abounded in wildflowers.

چمنزار مملو از گل‌های وحشی بود.

her garden abounded with roses.

باغ او مملو از گل‌های رز بود.

the lake abounded with fish.

دریاچه مملو از ماهی بود.

the city abounded in opportunities for young people.

شهر مملو از فرصت‌هایی برای جوانان بود.

his speech abounded in metaphors.

سخنرانی او مملو از استعارات بود.

their conversation abounded with laughter.

گفتگوی آنها مملو از خنده بود.

the book abounded in historical details.

کتاب مملو از جزئیات تاریخی بود.

she abounded in kindness and generosity.

او با مهربانی و سخاوت فراوان بود.

his stories abounded with adventure.

داستان‌های او مملو از ماجراجویی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید