abrogating

[ایالات متحده]/əˈbrəʊɡeɪtɪŋ/
[بریتانیا]/əˈbroʊɡeɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v به طور رسمی پایان دادن یا لغو کردن چیزی، مانند یک قانون یا توافقنامه

جملات نمونه

the treaty was abrogating after years of conflict.

معاهده پس از سال‌ها جنگ لغو شد.

they decided to abrogate the existing agreement.

آنها تصمیم گرفتند توافقنامه موجود را لغو کنند.

the government is considering abrogating the law.

دولت در حال بررسی لغو قانون است.

abrogating the contract would be a costly decision.

لغو قرارداد یک تصمیم پرهزینه خواهد بود.

the company abrogated its promise to deliver on time.

شرکت وعده خود مبنی بر تحویل به موقع را لغو کرد.

abrogating the rule could have unforeseen consequences.

لغو این قانون ممکن است عواقبی غیرمنتظره داشته باشد.

the court decided to abrogate the previous ruling.

دادگاه تصمیم گرفت حکم قبلی را لغو کند.

he was accused of abrogating his duties as a leader.

او به لغو وظایف خود به عنوان یک رهبر متهم شد.

abrogating these rights would be a violation of human dignity.

لغو این حقوق نقض کرامت انسانی خواهد بود.

the new law abrogates the old one completely.

قانون جدید به طور کامل قانون قدیمی را لغو می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید