absolutizing

[ایالات متحده]/ˌæb.səˈljuː.taɪ.zɪŋ/
[بریتانیا]/ˌæb.səl.əˈtaɪ.zɪŋ/

ترجمه

v. چیزی را مطلق یا بی قید و شرط کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

absolutizing a viewpoint

تبدیل یک دیدگاه به یک اصل مطلق

absolutizing one's beliefs

تبدیل باورهای یک فرد به یک اصل مطلق

absolutizing ethical standards

تبدیل استانداردهای اخلاقی به یک اصل مطلق

absolutizing power dynamics

تبدیل پویایی قدرت به یک اصل مطلق

avoid absolutizing solutions

از مطلق‌گرایی در راه حل‌ها اجتناب کنید

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید