rigidifying process
فرآیند تثبیت کننده
rigidifying agent
عامل تثبیت کننده
rigidifying effect
اثر تثبیت کننده
rigidifying material
مواد تثبیت کننده
rigidifying compound
ترکیب تثبیت کننده
rigidifying mechanism
مکانیزم تثبیت کننده
rigidifying technique
تکنیک تثبیت کننده
rigidifying structure
ساختار تثبیت کننده
rigidifying phase
فاز تثبیت کننده
rigidifying solution
راه حل تثبیت کننده
the new policy is rigidifying the hiring process.
سیاست جدید در حال سخت و غیرقابل انعطاف کردن فرآیند استخدام است.
rigidifying rules can stifle creativity in the workplace.
قوانین سخت و غیرقابل انعطاف میتوانند خلاقیت را در محیط کار خفه کنند.
his rigidifying attitude made it hard for the team to collaborate.
حرفهای سخت و غیرقابل انعطاف او باعث شد همکاری برای تیم دشوار باشد.
the rigidifying structure of the organization limits innovation.
ساختار سخت و غیرقابل انعطاف سازمان نوآوری را محدود میکند.
rigidifying traditions can hinder social progress.
رسوم سخت و غیرقابل انعطاف میتوانند پیشرفت اجتماعی را مختل کنند.
some educational systems are rigidifying their curricula.
برخی از سیستمهای آموزشی در حال سخت و غیرقابل انعطاف کردن برنامههای درسی خود هستند.
rigidifying standards in education can affect student engagement.
استانداردهای سخت و غیرقابل انعطاف در آموزش میتواند بر تعامل دانشآموزان تأثیر بگذارد.
the rigidifying nature of bureaucracy can slow down decision-making.
طبیعت سخت و غیرقابل انعطاف بوروکراسی میتواند روند تصمیمگیری را کند کند.
rigidifying attitudes towards change can create resistance among employees.
نگرشهای سخت و غیرقابل انعطاف نسبت به تغییر میتواند مقاومت در بین کارمندان ایجاد کند.
rigidifying guidelines may prevent effective problem-solving.
دستورالعملهای سخت و غیرقابل انعطاف ممکن است از حل مشکلات موثر جلوگیری کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید