absolving

[ایالات متحده]/əˈbZɒl.vɪŋ/
[بریتانیا]/əˈzɑːlvɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v کسی را از سرزنش یا گناه آزاد کردن؛ اعلام کردن که آنها بی‌گناه هستند.

عبارات و ترکیب‌ها

absolving a mistake

بخشیدن یک اشتباه

absolving responsibility

برائت از مسئولیت

جملات نمونه

the judge's ruling absolved the defendant of all charges.

تصمیم دادگاه، متهم را از همه اتهامات تبرئه کرد.

she felt a sense of relief after being absolved of guilt.

او پس از تبرئه شدن از گناه، احساس رهایی کرد.

the investigation failed to absolve the company of responsibility.

تحقیقات نتوانست شرکت را از مسئولیت تبرئه کند.

the evidence absolved him from any wrongdoing.

شواهد او را از هرگونه تخلف تبرئه کرد.

his confession did not absolve him from punishment.

اعتراف او او را از مجازات تبرئه نکرد.

being absolved of her duties allowed her time for rest.

تبرئه شدن او از وظایفش، زمان استراحت را برای او فراهم کرد.

the letter absolved him of any blame.

نامه او را از هرگونه سرزنش تبرئه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید