abstrusities

[ایالات متحده]/əbˈstrʊsɪtiːz/
[بریتانیا]/əbˈstrʌsətiz/

ترجمه

n. چیزهایی که درک آن‌ها دشوار است؛ مسائل عمیق یا مبهم.

جملات نمونه

his theories delve into abstrusities that are difficult to grasp.

تئوری‌های او به پیچیدگی‌هایی می‌پردازد که درک آن‌ها دشوار است.

the philosopher's lectures often touched upon abstrusities of human nature.

سخنرانی‌های فیلسوف اغلب به پیچیدگی‌های طبیعت انسان اشاره می‌کرد.

even experts struggled to comprehend the abstrusities of quantum physics.

حتی متخصصان برای درک پیچیدگی‌های فیزیک کوانتوم تلاش می‌کردند.

the book's dense prose was filled with abstrusities that left me confused.

سبک نوشتاری متراکم کتاب مملو از پیچیدگی‌هایی بود که مرا سردرگم کرد.

his arcane explanations delved into the abstrusities of ancient mythology.

توضیحات رمزی او به پیچیدگی‌های اساطیر باستانی می‌پرداخت.

the mathematician's work explored the abstrusities of advanced calculus.

کار ریاضیدان پیچیدگی‌های حساب دیفرانسیل و انتگرال پیشرفته را بررسی می‌کرد.

trying to decipher the abstrusities of his code was like solving a puzzle.

تلاش برای رمزگشایی پیچیدگی‌های کد او مانند حل یک پازل بود.

the novel's plot meandered through abstrusities, leaving me disoriented.

طرح رمان از میان پیچیدگی‌ها عبور می‌کرد و مرا گیج می‌کرد.

he was known for his ability to simplify complex abstrusities into understandable concepts.

او به توانایی‌اش در ساده‌سازی پیچیدگی‌های پیچیده به مفاهیم قابل درک مشهور بود.

the artist's work explored the abstrusities of human emotion through abstract forms.

آثار هنرمند پیچیدگی‌های احساسات انسانی را از طریق اشکال انتزاعی بررسی می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید