accelerando

[ایالات متحده]/ˌækseləˈrɑːndoʊ/
[بریتانیا]/ˌæksələrˈænˌdoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در حال افزایش در سرعت
adv. به تدریج سریعتر
n. یک افزایش تدریجی در تمپو
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

accelerando tempo

accelerando tempo

accelerando growth

رشد شتاب‌دار

accelerando pace

گام شتاب‌دار

accelerando development

توسعه شتاب‌دار

accelerando innovation

نوآوری شتاب‌دار

accelerando progress

پیشرفت شتاب‌دار

accelerando adoption

بهره‌گیری شتاب‌دار

accelerando implementation

اجرای شتاب‌دار

accelerando expansion

گسترش شتاب‌دار

accelerando market share

سهم بازار شتاب‌دار

جملات نمونه

the music was playing accelerando, building towards a crescendo.

موسیقی با سرعت افزایشی در حال پخش بود و به سمت اوج رسید.

the company's growth has been accelerando in recent years.

رشد شرکت در سال‌های اخیر با سرعت افزایشی بوده است.

his speech became more fervent, his delivery accelerando with passion.

سخنرانی او با شور و اشتیاق، با سرعت افزایشی و با حرارت بیشتری ارائه شد.

she felt her heart rate accelerando with anticipation.

او با اشتیاق، ضربان قلبش را با سرعت افزایشی احساس کرد.

his breathing became shallow and accelerando as he struggled to catch his breath.

نفس او کم‌عمق و با سرعت افزایشی شد، زیرا برای نفس کشیدن تلاش می‌کرد.

the news spread accelerando, reaching every corner of the city within hours.

اخبار به سرعت در حال گسترش بود و در عرض چند ساعت به هر گوشه شهر رسید.

the dancer's movements became more fluid and accelerando as the music reached its climax.

حرکات رقصنده با رسیدن موسیقی به اوج، روان‌تر و با سرعت افزایشی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید