accessorizing

[ایالات متحده]/əkˈsɛsəraɪzɪŋ/
[بریتانیا]/əksˈɛsərˌaɪzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. چیزی را با لوازم جانبی تزئین یا مکمل کردن \nv. عمل افزودن لوازم جانبی به چیزی برای جذاب‌تر یا کامل‌تر کردن آن

عبارات و ترکیب‌ها

accessorizing with jewelry

آرايش با جواهرات

accessorizing with confidence

آرايش با اعتماد به نفس

جملات نمونه

she loves accessorizing with statement jewelry.

او عاشق استفاده از جواهرات چشمگیر به عنوان تزئین است.

accessorizing is all about expressing your personal style.

تزئین کردن همه چیز در مورد بیان سبک شخصی شماست.

he enjoys accessorizing his bike with custom parts.

او از تزئین دوچرخه خود با قطعات سفارشی لذت می برد.

accessorizing can elevate even a simple outfit.

تزئین کردن می تواند حتی یک لباس ساده را نیز ارتقا دهد.

she's a whiz at accessorizing for different occasions.

او در تزئین برای مناسبت های مختلف خیلی ماهر است.

accessorizing with scarves can add a touch of warmth and color to your look.

استفاده از روسری به عنوان تزئین می تواند کمی گرما و رنگ به ظاهر شما اضافه کند.

accessorizing is an art form in itself.

تزئین کردن به خودی خود یک هنر است.

she's known for her impeccable accessorizing skills.

او به دلیل مهارت های تزئین بی عیب و نقص خود مشهور است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید