acclimatises

[ایالات متحده]/əˈklaɪməˌtaɪz/
[بریتانیا]/ə'klaɪmətaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. سازگار کردن (کسی را) با یک محیط جدید، تطبیق با شرایط جدید.

جملات نمونه

it's unknown whether people will acclimatize to increasingly warm weather.

نامشخص است که آیا مردم به هوای گرمتر عادت می کنند یا خیر.

was acclimatized by long hours to overwork;

به دلیل ساعات طولانی کار، به کار زیاد عادت کرده بود.

they like to acclimatize themselves properly before doing anything.

آنها دوست دارند قبل از انجام هر کاری به درستی خود را با شرایط جدید وفق دهند.

How do you understand the meaning "man temporize or acclimatize to the nature"in TCM Rehibilitation?

شما معنای "انسان چگونه به طبیعت سازش یا با آن خو می گیرد" را در توانبخشی طب TCM چگونه درک می کنید؟

It takes time to acclimatize to the high altitude.

مدتی طول می کشد تا با ارتفاع زیاد سازگار شوید.

She needs to acclimatize herself to the new work environment.

او باید خود را با محیط کار جدید وفق دهد.

Tourists should acclimatize to the local customs before visiting a foreign country.

گردشگران باید قبل از بازدید از یک کشور خارجی، خود را با آداب و رسوم محلی وفق دهند.

It's important to acclimatize your body to the hot weather before engaging in outdoor activities.

قبل از انجام فعالیت های فضای باز، سازگاری بدن خود را با هوای گرم بسیار مهم است.

He struggled to acclimatize to the fast-paced city life after living in a small town.

او پس از زندگی در یک شهر کوچک برای سازگاری با زندگی پر سرعت شهرزدا مشکل داشت.

New employees need time to acclimatize to the company's culture.

کارمندان جدید برای سازگاری با فرهنگ شرکت به زمان نیاز دارند.

Students often need a few weeks to acclimatize to the demands of university life.

دانشجویان اغلب به چند هفته برای سازگاری با الزامات زندگی دانشگاهی نیاز دارند.

Athletes must acclimatize to different weather conditions when competing in international events.

ورزشکاران باید در مسابقات بین المللی با شرایط آب و هوایی مختلف سازگار شوند.

It can be challenging to acclimatize to a new diet when traveling to a foreign country.

سازگاری با یک رژیم غذایی جدید هنگام سفر به یک کشور خارجی می تواند چالش برانگیز باشد.

The team needed to acclimatize to the coach's coaching style before they started winning games.

تیم باید قبل از شروع به بردن بازی ها، خود را با سبک مربیگری مربی وفق می داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید