accommodated

[ایالات متحده]/[əˈkɒmədētɪd]/
[بریتانیا]/[əˈkɑːmədētɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. مناسب یا مطابق با ساختن؛ تطبیق دادن؛ مسکن یا فضا فراهم کردن؛ با شرایط مطابعت کردن؛ با آن موافقت کردن.
v. (گذشته فعل accommodate) با شرایط سازگار شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

accommodated requests

درخواست‌های تسهیل‌شده

accommodated well

به خوبی تسهیل شده

accommodate everyone

همه را تسهیل کنید

accommodate differences

تفاوت‌ها را تسهیل کنید

جملات نمونه

the hotel accommodated our early arrival and stored our luggage.

هتل ورود زودهنگام ما را پذیرفت و چمدان‌های ما را نگهداری کرد.

we accommodated their request for a vegetarian meal.

ما درخواست آن‌ها برای یک وعده غذای گیاهی را پذیرفتیم.

the schedule was adjusted to accommodate the speaker's availability.

برنامه زمانی برای هماهنگی با در دسترس بودن سخنران تنظیم شد.

the company accommodated employees with flexible working hours.

شرکت با ارائه ساعات کاری منعطف، کارکنان را پذیرفت.

the design accommodated the client's specific needs and preferences.

طراحی نیازها و ترجیحات خاص مشتری را در نظر گرفت.

the software accommodated various file formats.

نرم‌افزار از فرمت‌های مختلف فایل پشتیبانی می‌کرد.

the classroom accommodated thirty students comfortably.

کلاس درس به راحتی سی دانشجو را در خود جای داد.

the city accommodated a large influx of tourists during the festival.

شهر در طول جشنواره، ورود گسترده گردشگران را پذیرفت.

the new policy accommodated the needs of remote workers.

سیاست جدید نیازهای کارمندان دورکار را در نظر گرفت.

the website accommodated users with disabilities.

وب‌سایت از کاربران دارای معلولیت پشتیبانی می‌کرد.

the seating arrangement accommodated everyone involved in the meeting.

چیدمان صندلی‌ها همه افراد درگیر در جلسه را در خود جای داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید