hosted

[ایالات متحده]/[ˈhəʊstɪd]/
[بریتانیا]/[ˈhoʊstɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برگزاری یک رویداد یا جلسه؛ سازماندهی و پذیرش مسئولیت آن؛ فراهم کردن سرورها و زیرساخت برای یک وب‌سایت یا برنامه کاربردی.
adj. ارائه شده یا مدیریت شده توسط یک سرویس خارجی.

عبارات و ترکیب‌ها

hosted by

Persian_translation

hosted event

Persian_translation

hosting website

Persian_translation

hosted dinner

Persian_translation

hosted online

Persian_translation

being hosted

Persian_translation

hosted server

Persian_translation

self-hosted

Persian_translation

hosted talks

Persian_translation

hosted platform

Persian_translation

جملات نمونه

the company hosted a successful conference last year.

شرکت سال گذشته میزبان یک کنفرانس موفق بود.

we hosted a dinner party for our friends last saturday.

ما شنبه گذشته میزبان یک مهمانی شام برای دوستانمان بودیم.

the website is hosted on a secure server.

وب سایت روی یک سرور امن میزبانی می‌شود.

the town hosted the annual marathon this weekend.

این شهر این آخر هفته میزبان ماراتن سالانه بود.

our team hosted a webinar on digital marketing.

تیم ما میزبان یک وبینار در مورد بازاریابی دیجیتال بود.

the hotel hosted a wedding reception in its ballroom.

هتل یک جشن عروسی را در سالن رقص خود برگزار کرد.

the museum hosted an exhibit of modern art.

موزه میزبان نمایشگاهی از هنر مدرن بود.

we hosted a fundraising event for the local charity.

ما یک رویداد جمع‌آوری کمک‌های مالی برای خیریه محلی برگزار کردیم.

the university hosted a guest lecture by a renowned professor.

دانشگاه میزبان سخنرانی مهمان یک استاد مشهور بود.

the platform hosted millions of users worldwide.

این پلتفرم میلیون‌ها کاربر در سراسر جهان را میزبانی کرد.

the government hosted a summit on climate change.

دولت میزبان نشستی در مورد تغییرات آب و هوایی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید