the accrochages were essential for securing the tent.
میخهای محکم برای محکم کردن چادر ضروری بودند.
he used strong accrochages to hang the heavy chandelier.
او از میخهای محکمی برای آویزان کردن لوستر سنگین استفاده کرد.
the artist incorporated accrochages into her abstract sculpture.
هنرمند از میخها در مجسمه انتزاعی خود استفاده کرد.
properly installed accrochages can prevent equipment from falling.
نصب صحیح میخها میتواند از افتادن تجهیزات جلوگیری کند.
the photographer used accrochages to secure her camera to the tripod.
عکاس از میخها برای محکم کردن دوربین خود به سهپایه استفاده کرد.
make sure the accrochages are strong enough for the weight you're hanging.
مطمئن شوید که میخها برای وزنی که میآویزانید به اندازه کافی محکم هستند.
the climbers used specialized accrochages to ascend the sheer cliff face.
صخرهنوردان از میخهای تخصصی برای صعود به دیواره صخرهای استفاده کردند.
the construction crew utilized accrochages for temporary support during building.
تیم ساختمانی از میخها برای پشتیبانی موقت در حین ساخت استفاده کرد.
the inventor designed a new type of accrochage for improved stability.
مخترع یک نوع جدید از میخ را برای بهبود پایداری طراحی کرد.
accrochages are essential safety equipment for many outdoor activities.
میخها تجهیزات ایمنی ضروری برای بسیاری از فعالیتهای فضای باز هستند.
the accrochages were essential for securing the tent.
میخهای محکم برای محکم کردن چادر ضروری بودند.
he used strong accrochages to hang the heavy chandelier.
او از میخهای محکمی برای آویزان کردن لوستر سنگین استفاده کرد.
the artist incorporated accrochages into her abstract sculpture.
هنرمند از میخها در مجسمه انتزاعی خود استفاده کرد.
properly installed accrochages can prevent equipment from falling.
نصب صحیح میخها میتواند از افتادن تجهیزات جلوگیری کند.
the photographer used accrochages to secure her camera to the tripod.
عکاس از میخها برای محکم کردن دوربین خود به سهپایه استفاده کرد.
make sure the accrochages are strong enough for the weight you're hanging.
مطمئن شوید که میخها برای وزنی که میآویزانید به اندازه کافی محکم هستند.
the climbers used specialized accrochages to ascend the sheer cliff face.
صخرهنوردان از میخهای تخصصی برای صعود به دیواره صخرهای استفاده کردند.
the construction crew utilized accrochages for temporary support during building.
تیم ساختمانی از میخها برای پشتیبانی موقت در حین ساخت استفاده کرد.
the inventor designed a new type of accrochage for improved stability.
مخترع یک نوع جدید از میخ را برای بهبود پایداری طراحی کرد.
accrochages are essential safety equipment for many outdoor activities.
میخها تجهیزات ایمنی ضروری برای بسیاری از فعالیتهای فضای باز هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید