hooks

[ایالات متحده]/[hʊks]/
[بریتانیا]/[hʊks]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک وسیله فلزی یا پلاستیکی با قسمتی منحنی که می‌تواند برای آویزان کردن وسایل یا بستن آن‌ها به هم استفاده شود؛ یک شخص که ماهیگیری می‌کند با استفاده از قلاب و نخ؛ یک قلاب یا جاذبه؛ چیزی که به شدت جذاب است
v. چیزی را با قلاب قلاب کردن؛ جذب یا جذابیت قوی داشتن؛ به دست آوردن کنترل یا نفوذ بر

عبارات و ترکیب‌ها

fishing hooks

Persian_translation

hang hooks

Persian_translation

eye hooks

Persian_translation

hooked on

Persian_translation

coat hooks

Persian_translation

book hooks

Persian_translation

hooked up

Persian_translation

bathroom hooks

Persian_translation

steel hooks

Persian_translation

curtain hooks

Persian_translation

جملات نمونه

the fish caught on the hook.

ماهی به قلاب گیر کرد.

she used a strong hook to pull the heavy box.

او از یک قلاب قوی برای کشیدن جعبه سنگین استفاده کرد.

the coat has a hook for hanging it up.

مانتو یک قلاب برای آویزان کردن آن دارد.

he lost his grip and fell off the hook.

او دستش را رها کرد و از قلاب افتاد.

the artist used hooks to create a unique sculpture.

هنرمند از قلاب‌ها برای ایجاد یک مجسمه منحصر به فرد استفاده کرد.

the bait on the hook attracted the fish.

طعمه روی قلاب ماهی را جذب کرد.

they installed hooks on the wall for the coats.

آنها قلاب‌هایی روی دیوار برای مانتوها نصب کردند.

the movie had a surprising plot hook.

فیلم یک قلاب داستانی غیرمنتظره داشت.

he got hooked on the new video game.

او به بازی ویدیویی جدید معتاد شد.

the boxer used hooks to attack his opponent.

بوکسور از قلاب‌ها برای حمله به حریفش استفاده کرد.

the curtain rod has hooks to hold the curtains.

میله پرده قلاب‌هایی برای نگه داشتن پرده‌ها دارد.

she was hooked on the idea of starting a business.

او به ایده شروع یک کسب و کار علاقه مند شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید