my back ached all day.
همه روز کمرم درد میکرد.
her knee ached after the long hike.
بعد از پیادهروی طولانی، زانوی او درد میکرد.
he ached for his family.
او دلتنگ خانوادهاش بود.
the old man's bones ached from arthritis.
به دلیل آرتریت، استخوانهای مرد پیر درد میکردند.
my muscles ached after the workout.
بعد از تمرین، عضلاتم درد میکردند.
the constant pressure ached in her head.
فشار مداوم در سرش باعث درد میشد.
he ached to be back home.
او دلش میخواست دوباره به خانه برگردد.
she ached for his attention.
او دلش میخواست توجه او را جلب کند.
the news of his illness ached her heart.
خبر بیماریاش قلب او را در هم کوبید.
the silence ached in the empty room.
سکوت در اتاق خالی، دردناک بود.
my back ached all day.
همه روز کمرم درد میکرد.
her knee ached after the long hike.
بعد از پیادهروی طولانی، زانوی او درد میکرد.
he ached for his family.
او دلتنگ خانوادهاش بود.
the old man's bones ached from arthritis.
به دلیل آرتریت، استخوانهای مرد پیر درد میکردند.
my muscles ached after the workout.
بعد از تمرین، عضلاتم درد میکردند.
the constant pressure ached in her head.
فشار مداوم در سرش باعث درد میشد.
he ached to be back home.
او دلش میخواست دوباره به خانه برگردد.
she ached for his attention.
او دلش میخواست توجه او را جلب کند.
the news of his illness ached her heart.
خبر بیماریاش قلب او را در هم کوبید.
the silence ached in the empty room.
سکوت در اتاق خالی، دردناک بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید