achromes

[ایالات متحده]/əˈkrəʊmz/
[بریتانیا]/əˈkroʊmz/

ترجمه

n. نقاشی‌های بدون رنگ؛ نقاشی‌های بدون رنگ.

عبارات و ترکیب‌ها

the achromes

اکرومات‌ها

visual achromes

اکرومات‌های بصری

two achromes

دو اکرومات

detected achromes

اکرومات‌های شناسایی شده

optical achromes

اکرومات‌های نوری

all achromes

همه اکرومات‌ها

lens achromes

اکرومات‌های عدسی

certain achromes

اکرومات‌های خاص

structural achromes

اکرومات‌های ساختاری

visible achromes

اکرومات‌های دیده شدنی

جملات نمونه

the museum's new exhibition features a series of achromes by the prominent minimalist artist.

نمایشگاه جدید موزه سری از آچروم‌های هنرمند مینیمالیست معروف را به نمایش می‌گذارد.

critics have praised the subtle textures in his recent achromes collection.

بازیگران از بافت‌های ریز در جمعه‌ای اخیر از آچروم‌های او تقدیر کرده‌اند.

the achromes series explores the relationship between light and absence of color.

سری آچروم‌ها رابطه بین نور و عدم وجود رنگ را مورد بررسی قرار می‌دهد.

contemporary achromes often incorporate unconventional materials beyond traditional canvas.

آچروم‌های معاصر اغلب مواد غیرمعمولی را فراتر از کanvas سنتی به کار می‌گیرند.

the gallery specializes in displaying monochromatic achromes from emerging artists.

گالری در نمایش آچروم‌های یک رنگ از هنرمندان نوظهور تخصص دارد.

these achromes works challenge viewers' perceptions of visual emptiness.

این آثار آچروم‌ها درک بیننده از خالی بودن بصری را چالش می‌کند.

the artist's achromes aesthetic emphasizes purity and reduction to essential forms.

جماليات آچروم‌های هنرمند خلوص و کاهش به اشكال اساسی را تاكيد مي‌كند.

photography achromes require exceptional technical skill to capture subtle tonal variations.

آچروم‌های عکاسی نیاز به مهارت فنی بسیار خاصی برای ثبت تغییرات نسیمی رنگی دارند.

the curator explained the historical significance of achromes in post-war art movements.

کurator اهمیت تاریخی آچروم‌ها در جنبش‌های هنری پس از جنگ را توضیح داد.

white achromes create a sense of infinite space within the confined gallery walls.

آچروم‌های سفید حس فضای نامحدودی در داخل دیوارهای گالری محدود ایجاد می‌کنند.

the achromes paintings invite meditation through their deliberate lack of chromatic distraction.

نقاشی‌های آچروم‌ها با کمبود ارادی از این‌گونه اشتغال رنگی، به تأمل دعوت می‌کنند.

some achromes incorporate metallic elements that reflect ambient light differently.

برخی از آچروم‌ها عناصر فلزی را به کار می‌گیرند که نور محیط را به گونه‌ای متفاوت منعکس می‌کنند.

the retrospective showcases the evolution of achromes over three decades of artistic practice.

بازگشت به گذشته، تکامل آچروم‌ها را در سه دهه از فعالیت هنری نمایش می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید