desaturated colors
رنگهای از بین رفته
desaturated tones
نواهای از بین رفته
desaturated image
تصویر از بین رفته
desaturated palette
پالت رنگی از بین رفته
desaturated hues
کدرهای از بین رفته
desaturated shades
سایههای از بین رفته
desaturated background
زمینه از بین رفته
desaturated contrast
کنتراست از بین رفته
desaturated effect
اثر از بین رفته
desaturated visuals
تصاویر بصری از بین رفته
the colors in this painting are desaturated, giving it a vintage look.
رنگهای این نقاشی غیرفعال شدهاند و جلوهای نوستالژیک به آن میبخشد.
he prefers desaturated tones for his interior design projects.
او ترجیح میدهد از رنگهای غیرفعال برای پروژههای طراحی داخلی خود استفاده کند.
the photograph was desaturated to create a moody atmosphere.
عکسبرداری غیرفعال شد تا فضایی احساسی ایجاد شود.
desaturated colors can evoke a sense of nostalgia.
رنگهای غیرفعال میتوانند احساس نوستالژی را برانگیزند.
in graphic design, desaturated backgrounds can help highlight the main subject.
در طراحی گرافیک، پسزمینههای غیرفعال میتوانند به برجسته کردن موضوع اصلی کمک کنند.
the film used desaturated visuals to enhance the emotional impact.
فیلم از جلوههای بصری غیرفعال برای افزایش تاثیر احساسی استفاده کرد.
she chose a desaturated palette for her artwork to convey a somber mood.
او برای القای حال و هوای غمگین، یک پالت رنگی غیرفعال را برای اثر هنری خود انتخاب کرد.
desaturated images often have a more artistic feel.
تصاویر غیرفعال اغلب حس هنری بیشتری دارند.
the designer desaturated the logo colors for a more modern appearance.
طراح رنگهای لوگو را غیرفعال کرد تا ظاهری مدرنتر داشته باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید