acicular

[ایالات متحده]/əˈsɪkjʊlər/
[بریتانیا]/əˌsɪkjuːlər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. سوزنی شکل یا سوزن نوک تیز

عبارات و ترکیب‌ها

acicular crystal formation

تشکیل کریستال سوزنی

acicular silica deposits

رسوبات سیلیس سوزنی

جملات نمونه

the crystals were acicular in shape, resembling tiny needles.

کریستال‌ها به شکل سوزنی بودند و شبیه سوزن‌های کوچک بودند.

the microscope revealed the acicular fibers within the fabric.

میکروسکوپ الیاف سوزنی را در داخل پارچه نشان داد.

the geologist described the rock formations as having acicular structures.

زمین‌شناس ساختارهای صخره‌ای را با ساختارهای سوزنی توصیف کرد.

the artist used acicular crystals to create a shimmering effect in the sculpture.

هنرمند از کریستال‌های سوزنی برای ایجاد جلوه‌ای درخشان در مجسمه استفاده کرد.

the acicular pollen grains were easily visible under the high-powered lens.

دانه‌های گرده سوزنی به راحتی زیر عدسی با قدرت بالا قابل مشاهده بودند.

the botanist studied the acicular hairs on the leaf surface for identification purposes.

گیاه‌شناس برای اهداف شناسایی، موهای سوزنی روی سطح برگ را مطالعه کرد.

the forensic expert noticed acicular markings on the suspect's clothing.

متخصص پزشکی قانونی علائم سوزنی روی لباس مظنون را متوجه شد.

the acicular needles were used to create a delicate embroidery pattern.

از سوزن‌های سوزنی برای ایجاد یک الگوی سوزن‌دوزی ظریف استفاده شد.

the geologist studied the acicular quartz crystals found in the ancient rock formations.

زمین‌شناس کریستال‌های کوارتز سوزنی را که در سازندهای صخره‌ای باستانی یافت شده بود، مطالعه کرد.

the acicular fibers gave the fabric a unique, textured appearance.

الیاف سوزنی به پارچه ظاهری منحصربه‌فرد و بافت‌دار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید