his acquisitiveness led him to hoard money and possessions.
میل او به جمعآوری باعث شد که او پول و دارایی را جمع کند.
the company's acquisitiveness has resulted in a string of mergers and acquisitions.
میل شرکت به کسب و گسترش منجر به زنجیرهای از ادغامها و اکتسابها شده است.
her acquisitiveness stemmed from a childhood of poverty.
میل او به جمعآوری از دوران کودکی فقیرش نشأت میگرفت.
he tried to disguise his acquisitiveness as a desire for success.
او سعی کرد میل خود به جمعآوری را به عنوان تمایل به موفقیت پنهان کند.
the politician's acquisitiveness was evident in his lavish lifestyle.
میل او به کسب و گسترش در سبک زندگی مجلل او آشکار بود.
her insatiable acquisitiveness made her impossible to satisfy.
میل او به جمعآوری که سیراب نشدنی بود، باعث شد که او غیرقابل راضی کردن باشد.
the artist's work reflected his acquisitiveness for beauty and perfection.
آثار هنرمند، میل او به زیبایی و کمال را منعکس میکرد.
his acquisitiveness blinded him to the needs of others.
میل او به جمعآوری باعث شد که او نسبت به نیازهای دیگران کور شود.
the team's acquisitiveness pushed them to achieve great things.
میل تیم به کسب و گسترش آنها را به انجام کارهای بزرگ سوق داد.
his acquisitiveness led him to hoard money and possessions.
میل او به جمعآوری باعث شد که او پول و دارایی را جمع کند.
the company's acquisitiveness has resulted in a string of mergers and acquisitions.
میل شرکت به کسب و گسترش منجر به زنجیرهای از ادغامها و اکتسابها شده است.
her acquisitiveness stemmed from a childhood of poverty.
میل او به جمعآوری از دوران کودکی فقیرش نشأت میگرفت.
he tried to disguise his acquisitiveness as a desire for success.
او سعی کرد میل خود به جمعآوری را به عنوان تمایل به موفقیت پنهان کند.
the politician's acquisitiveness was evident in his lavish lifestyle.
میل او به کسب و گسترش در سبک زندگی مجلل او آشکار بود.
her insatiable acquisitiveness made her impossible to satisfy.
میل او به جمعآوری که سیراب نشدنی بود، باعث شد که او غیرقابل راضی کردن باشد.
the artist's work reflected his acquisitiveness for beauty and perfection.
آثار هنرمند، میل او به زیبایی و کمال را منعکس میکرد.
his acquisitiveness blinded him to the needs of others.
میل او به جمعآوری باعث شد که او نسبت به نیازهای دیگران کور شود.
the team's acquisitiveness pushed them to achieve great things.
میل تیم به کسب و گسترش آنها را به انجام کارهای بزرگ سوق داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید