actioned

[ایالات متحده]/ˈækʃənd/
[بریتانیا]/ˈækʃənˌd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v اقدام کردن؛ اجرای یک طرح یا تصمیم
n اقدامی که انجام شده است؛ نتیجه اقدام کردن

عبارات و ترکیب‌ها

actioned the request

درخواست را انجام داد

actioned immediately

بلافاصله انجام شد

actioned before deadline

قبل از موعد مقرر انجام شد

جملات نمونه

the company has actioned the feedback from customers.

شرکت بازخورد مشتریان را عملی کرده است.

we need to action this request immediately.

ما باید این درخواست را فوراً عملی کنیم.

the team has actioned the plan and are making progress.

تیم طرح را عملی کرده و در حال پیشرفت هستند.

she didn't action her concerns until it was too late.

او نگرانی‌های خود را عملی نکرد تا زمانی که خیلی دیر شده بود.

the manager has actioned the disciplinary measures.

مدیر اقدامات انضباطی را عملی کرده است.

please action this email as soon as possible.

لطفاً این ایمیل را در اسرع وقت عملی کنید.

the government has actioned plans to reduce emissions.

دولت برنامه‌هایی را برای کاهش انتشار آلاینده‌ها عملی کرده است.

they didn't action the warning signs and now face serious consequences.

آنها علائم هشدار را عملی نکردند و اکنون با عواقب جدی روبرو هستند.

he needs to action his ideas into a concrete plan.

او باید ایده‌های خود را به یک برنامه عملی تبدیل کند.

the proposal was actioned and approved by the board.

پیشنهاد عملی و توسط هیئت مدیره تایید شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید