adagio

[ایالات متحده]/əˈdædʒioʊ/
[بریتانیا]/ə-daj-ee-oh/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. آرام، با وقار، با ظرافت
n. یک حرکت آرام در یک قطعه موسیقی؛ یک باله یا رقص که به آرامی و با ظرافت اجرا می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

play adagio

اجراي آداجیو

adagio movement

جنب آداجیو

an adagio tempo

تمپو آداجیو

adagio for strings

آداجیو برای ویولن‌ها

music played adagio

موسیقی که به صورت آداجیو اجرا می‌شود

an adagio feel

حس آداجیو

جملات نمونه

the pianist played an adagio with great feeling.

پیانیست یک آداجیو با احساسات زیاد اجرا کرد.

she found solace in listening to the slow and gentle adagio.

او آرامش را در گوش دادن به آداجیو آهسته و ملایم یافت.

the music teacher encouraged him to play the adagio with more expression.

معلم موسیقی از او خواست تا آداجیو را با بیان بیشتر اجرا کند.

the composer wrote a beautiful adagio for his latest symphony.

آهنگساز یک آداجیو زیبا برای تازه‌ترین سمفونی خود نوشت.

his performance of the adagio was both moving and technically brilliant.

اجرای او از آداجیو هم تاثیرگذار و هم از نظر فنی عالی بود.

the adagio created a sense of calm and tranquility in the room.

آداجیو حسی از آرامش و سکوت در اتاق ایجاد کرد.

learning to play an adagio requires patience and musical understanding.

یادگیری نواختن یک آداجیو نیاز به صبر و درک موسیقی دارد.

the adagio was a highlight of the concert, leaving the audience spellbound.

آداجیو یکی از نقاط برجسته کنسرت بود و مخاطبان را مسحور کرد.

she closed her eyes and listened to the adagio, feeling its soothing melody.

او چشمانش را بست و به آداجیو گوش داد و از ملودی آرامش بخش آن لذت برد.

the adagio was a beautiful expression of grief and longing.

آداجیو بیانگر غم و دلتنگی زیبا بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید