adaptee

[ایالات متحده]/əˌdæpˈtiː/
[بریتانیا]/əˌdæpˈtiː/

ترجمه

n. (computing, design patterns) کلاسی یا مولفه‌ای که برای کار با یک واسط دیگر سازگار شده است؛ هدف یک سازگارکننده؛ (computing, networking) موجودیتی که سازگار یا با سازگاری مواجه می‌شود؛ کلاس سازگار شده

عبارات و ترکیب‌ها

the adaptee

Persian_translation

an adaptee

Persian_translation

young adaptee

Persian_translation

adult adaptee

Persian_translation

جملات نمونه

the adaptee accepted the mentor's feedback and updated the practice plan immediately.

بازآموز پذیر، بازخورد مربی را پذیرفت و طرح تمرین را فوراً به‌روزرسانی کرد.

in the coaching session, the adaptee set clear goals for the next month.

در جلسه کوچینگ، بازآموز پذیر اهداف روشنی را برای ماه آینده تعیین کرد.

the trainer evaluated the adaptee's progress after four weeks of training.

مربی، پیشرفت بازآموز پذیر را پس از چهار هفته آموزش ارزیابی کرد.

our program pairs each adaptee with a senior advisor for ongoing support.

برنامه ما هر بازآموز پذیر را با یک مشاور ارشد برای پشتیبانی مداوم جفت می‌کند.

the adaptee requested additional resources to strengthen weak areas.

بازآموز پذیر درخواست منابع اضافی برای تقویت نقاط ضعف کرد.

the supervisor tracked the adaptee's performance using weekly reports.

سرپرست عملکرد بازآموز پذیر را با استفاده از گزارش‌های هفتگی پیگیری کرد.

during onboarding, the adaptee asked thoughtful questions about team workflows.

در طول فرآیند جذب، بازآموز پذیر سؤالات продуманные در مورد گردش کار تیم پرسید.

the adaptee demonstrated steady improvement by practicing every day.

بازآموز پذیر با تمرین هر روز، بهبود مداوم را نشان داد.

the mentor and adaptee agreed on milestones and a realistic timeline.

مربی و بازآموز پذیر بر نقاط عطف و یک جدول زمانی واقع‌بینانه به توافق رسیدند.

after the review, the adaptee revised the draft to meet the standard.

پس از بررسی، بازآموز پذیر پیش‌نویس را برای رسیدن به استاندارد اصلاح کرد.

the adaptee sought guidance on handling difficult client conversations.

بازآموز پذیر به دنبال راهنمایی در مورد نحوه برخورد با مکالمات دشوار مشتری بود.

the facilitator encouraged the adaptee to reflect on lessons learned.

مدیر جلسه، بازآموز پذیر را تشویق کرد تا در مورد درس‌های آموخته‌شده تأمل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید