adiposes

[ایالات متحده]/ˌædɪˈpoʊsɪs/
[بریتانیا]/ˌædɪˈpoʊsɪs/

ترجمه

n. وضعیتی که با انباشتگی بیش از حد چربی در بدن مشخص می‌شود.

جملات نمونه

the patient presented with generalized adiposis, affecting multiple body areas.

بیمار با اضافه وزن عمومی همراه بود که مناطق متعددی از بدن را تحت تأثیر قرار می‌داد.

genetic predisposition and lifestyle factors contribute to the development of adiposis.

گرایش ژنتیکی و عوامل سبک زندگی در بروز آدیپوز نقش دارند.

adiposis can lead to various health complications, including cardiovascular disease.

آدیپوز می‌تواند منجر به عوارض مختلف سلامتی از جمله بیماری‌های قلبی عروقی شود.

surgical intervention may be necessary for severe cases of adiposis.

در موارد شدید آدیپوز، ممکن است جراحی لازم باشد.

lifestyle modifications, such as diet and exercise, can help manage adiposis.

تغییرات سبک زندگی، مانند رژیم غذایی و ورزش، می‌تواند به مدیریت آدیپوز کمک کند.

adiposis is a common condition affecting millions of people worldwide.

آدیپوز یک بیماری شایع است که میلیون‌ها نفر در سراسر جهان را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

early detection and treatment of adiposis are crucial for preventing complications.

تشخیص و درمان زودهنگام آدیپوز برای جلوگیری از عوارض بسیار مهم است.

adiposis can also affect mental health, leading to body image issues.

آدیپوز همچنین می‌تواند بر سلامت روان تأثیر بگذارد و منجر به مشکلات تصویر بدنی شود.

research is ongoing to develop new treatments for adiposis and its associated conditions.

تحقیقات برای توسعه درمان‌های جدید برای آدیپوز و شرایط مرتبط در حال انجام است.

individuals with adiposis may experience increased risk of certain cancers.

افرادی که به آدیپوز مبتلا هستند ممکن است خطر ابتلا به برخی از سرطان‌ها را افزایش دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید