adiposity

[ایالات متحده]/ˌædɪˈpɒsəti/
[بریتانیا]/ˌædəˈpɑːsɪti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چربی بدن بیش از حد؛ چاقی.

عبارات و ترکیب‌ها

high adiposity

چربی بالا

reduction of adiposity

کاهش چربی

increased adiposity

افزایش چربی

excess adiposity

چربی اضافی

abdominal adiposity

چربی شکمی

associated with adiposity

مرتبط با چربی

adiposity and health

چربی و سلامتی

impact of adiposity

تاثیر چربی

factors influencing adiposity

عواملی که بر چربی تأثیر می‌گذارند

جملات نمونه

excessive adiposity can lead to health problems.

افراط در چربی بدن می‌تواند منجر به مشکلات سلامتی شود.

her high adiposity was a concern for her doctor.

چربی بیش از حد او نگران کننده پزشک او بود.

the study investigated the link between adiposity and heart disease.

این مطالعه ارتباط بین چربی بدن و بیماری قلبی را بررسی کرد.

reducing adiposity through diet and exercise is crucial.

کاهش چربی بدن از طریق رژیم غذایی و ورزش بسیار مهم است.

genetic factors can contribute to an individual's adiposity.

عوامل ژنتیکی می‌توانند به چربی بدن فرد کمک کنند.

adiposity in childhood is a risk factor for obesity later in life.

چربی بدن در دوران کودکی یک عامل خطر برای چاقی در زندگی بعد است.

the distribution of adiposity can vary greatly between individuals.

توزیع چربی بدن می‌تواند به طور قابل توجهی بین افراد متفاوت باشد.

adiposity is often measured using body mass index (bmi).

چربی بدن اغلب با استفاده از شاخص توده بدنی (bmi) اندازه‌گیری می‌شود.

chronic stress can lead to increased adiposity.

استرس مزمن می‌تواند منجر به افزایش چربی بدن شود.

certain medications can have adiposity as a side effect.

برخی داروها می‌توانند چربی بدن را به عنوان یک عارضه جانبی داشته باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید