adjacency

[ایالات متحده]/əˈdʒæɪnsi/
[بریتانیا]/əˈdʒæknsɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت نزدیک بودن یا در کنار چیزی دیگر.؛ چیزی یا مکانی همسایه.

عبارات و ترکیب‌ها

adjacency list

لیست مجاورت

spatial adjacency

مجاورت فضایی

proximity and adjacency

نزدیکی و مجاورت

adjoining adjacency

مجاورت مجاور

adjacency matrix

ماتریس مجاورت

sense of adjacency

حس مجاورت

analyze adjacency relationships

تجزیه و تحلیل روابط مجاورت

maintain adjacency constraints

حفظ محدودیت‌های مجاورت

graph adjacency

مجاورت گراف

adjacency violation

نقض مجاورت

جملات نمونه

the house had an adjacency to the park.

خانه دارای مجاورت با پارک بود.

proximity and adjacency are often used interchangeably.

نزدیکی و مجاورت اغلب به جای یکدیگر استفاده می شوند.

there was a clear adjacency between the two ideas.

یک مجاورت آشکار بین دو ایده وجود داشت.

the concept of adjacency is crucial in graph theory.

مفهوم مجاورت در نظریه گراف بسیار مهم است.

adjacency matrices are used to represent relationships between entities.

از ماتریس های مجاورت برای نشان دادن روابط بین موجودیت ها استفاده می شود.

the researchers explored the adjacency of genes involved in disease.

محققان مجاورت ژن های مرتبط با بیماری را بررسی کردند.

adjacency lists are a common way to store graph data.

لیست های مجاورت یک روش رایج برای ذخیره داده های گراف هستند.

the website's design emphasized the adjacency of key features.

طراحی وب سایت بر مجاورت ویژگی های کلیدی تاکید داشت.

understanding adjacency can help in solving complex problems.

درک مجاورت می تواند به حل مشکلات پیچیده کمک کند.

the concept of adjacency is fundamental to many fields of study.

مفهوم مجاورت برای بسیاری از زمینه های مطالعه اساسی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید