admonitorily

[ایالات متحده]/ˌædˈmɒnɪtərəli/
[بریتانیا]/ˌædˈmɑːnɪˌtɔːrɪli/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که به عنوان یک هشدار یا احتیاط عمل می‌کند؛ تذکری.

عبارات و ترکیب‌ها

admonitorily warn

هشدار دادن به صورت محتاطانه

admonitorily remind

یادآوری کردن به صورت محتاطانه

admonitorily instruct

دستور دادن به صورت محتاطانه

admonitorily suggest

پیشنهاد دادن به صورت محتاطانه

admonitorily advise

مشورت دادن به صورت محتاطانه

جملات نمونه

the teacher admonitorily reminded students about the upcoming exam.

معلم به طور نصیحت‌آمیز به یادآوری به دانش‌آموزان در مورد امتحان پیش رو پرداخت.

she admonitorily cautioned him against making rash decisions.

او به طور نصیحت‌آمیز به او هشدار داد که تصمیمات عجولانه نگیرد.

the coach admonitorily stressed the importance of teamwork.

مربی به طور نصیحت‌آمیز بر اهمیت کار گروهی تاکید کرد.

he admonitorily warned his friends about the dangers of online scams.

او به طور نصیحت‌آمیز به دوستانش در مورد خطرات کلاهبرداری‌های اینترنتی هشدار داد.

the doctor admonitorily advised her to get more exercise.

پزشک به طور نصیحت‌آمیز به او توصیه کرد که بیشتر ورزش کند.

the politician admonitorily urged citizens to vote in the upcoming election.

سیاستمدار به طور نصیحت‌آمیز از شهروندان خواست در انتخابات پیش رو رای دهند.

she admonitorily reminded him about the importance of punctuality.

او به طور نصیحت‌آمیز به او در مورد اهمیت به موقع بودن یادآوری کرد.

the mentor admonitorily guided his students towards their goals.

استاد راهنمای او به طور نصیحت‌آمیز دانشجویانش را به سمت اهدافشان هدایت کرد.

he admonitorily cautioned against spreading rumors.

او به طور نصیحت‌آمیز از پخش شایعات هشدار داد.

the parent admonitorily warned her child about the dangers of strangers.

والدین به طور نصیحت‌آمیز به کودک خود در مورد خطرات غریبه‌ها هشدار دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید