high-level

[ایالات متحده]/ˌhaɪˈlɛv.əl/
[بریتانیا]/ˌhaɪˈlɛv.əl/

ترجمه

adj. در ارتفاع زیاد؛ از رتبه اجتماعی یا حرفه‌ای بالا؛ با وضعیت یا کیفیتی بالا

عبارات و ترکیب‌ها

high-level meeting

جلسه سطح بالا

high-level overview

نگاهی کلی

high-level skills

مهارت‌های سطح بالا

high-level discussion

بحث سطح بالا

high-level review

بررسی سطح بالا

high-level goals

اهداف سطح بالا

high-level strategy

استراتژی سطح بالا

high-level summary

خلاصه سطح بالا

high-level analysis

تجزیه و تحلیل سطح بالا

high-level view

دیدگاه سطح بالا

جملات نمونه

the company seeks high-level executives to join their team.

شرکت به دنبال استخدام مدیران ارشد برای پیوستن به تیم خود است.

we need a high-level overview of the project's progress.

ما به یک نمای کلی در سطح بالا از پیشرفت پروژه نیاز داریم.

the negotiations reached a high-level impasse.

مذاکرات در یک بن‌بست در سطح بالا به پایان رسید.

he presented a high-level analysis of the market trends.

او یک تحلیل در سطح بالا از روند بازار ارائه داد.

the government implemented a high-level policy change.

دولت یک تغییر سیاست در سطح بالا را اجرا کرد.

the conference featured speakers at a high-level of expertise.

کنفرانس دارای سخنرانانی با سطح بالایی از تخصص بود.

she has a high-level understanding of the complex issues.

او درک بالایی از مسائل پیچیده دارد.

the team requires a high-level security clearance.

تیم به یک مجوز امنیتی در سطح بالا نیاز دارد.

the discussion was at a high-level, focusing on strategy.

بحث در سطح بالایی بود و بر استراتژی متمرکز بود.

he demonstrated a high-level of professionalism throughout the process.

او در طول فرآیند، سطح بالایی از حرفه‌ای‌گری را نشان داد.

the report provided a high-level summary of the findings.

گزارش یک خلاصه در سطح بالا از یافته‌ها ارائه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید