adverting

[ایالات متحده]/ˈædvɜːt/
[بریتانیا]/ˈædvɜːrt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. توجه کردن به; ذکر کردن
n. تبلیغ

عبارات و ترکیب‌ها

advertisement

تبلیغ

جملات نمونه

Andrew spotted the advert in the paper.

آندرو تبلیغ را در روزنامه دید.

he copied the advert on to a clean sheet of paper.

او تبلیغ را روی یک برگ کاغذ تمیز کپی کرد.

adverting to childhood experiences;

اشاره به تجربیات دوران کودکی;

advert to a problem.See Synonyms at refer

تبلیغ برای یک مشکل. برای مترادف‌ها به refer مراجعه کنید

the adverts are aimed at women, supposedly because they do the shopping.

تبلیغات به سمت زنان است، ظاهراً به این دلیل که آن‌ها خرید می‌کنند.

The speaker adverted to the need of more funds.

سخنرانی به نیاز به بودجه بیشتر اشاره کرد.

The advert featured a dolphin swimming around a goldfish bowl.

تبلیغ دارای یک دلفین بود که در اطراف یک تنگ ماهی گلی شنا می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید