advts

[ایالات متحده]/ˈæd.vɜːt/
[بریتانیا]/ˈæd.ˌvɝt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. تبلیغ؛ تبلیغات؛ تبلیغ کردن؛ تبلیغ کننده

عبارات و ترکیب‌ها

advt agency

آژانس تبلیغاتی

online advt campaign

کمپین تبلیغاتی آنلاین

advt placement

قرار دادن تبلیغات

social media advt

تبلیغات رسانه های اجتماعی

search engine advt

تبلیغات موتور جستجو

display advt

تبلیغات نمایشی

banner advt

تبلیغات بنری

native advt

تبلیغات بومی

advt revenue

درآمد تبلیغاتی

click-through advt

تبلیغات کلیک محور

جملات نمونه

the company placed an advt in the local newspaper.

شرکت یک آگهی در روزنامه محلی منتشر کرد.

they ran an advt for their new product launch.

آنها برای راه اندازی محصول جدید خود یک آگهی منتشر کردند.

the website had a banner advt at the top of the page.

وب سایت یک بنر تبلیغاتی در بالای صفحه داشت.

he clicked on the online advt to learn more.

او برای کسب اطلاعات بیشتر روی تبلیغ آنلاین کلیک کرد.

the advt was designed to be eye-catching and informative.

تبلیغ طوری طراحی شده بود که جلب توجه کند و آموزنده باشد.

social media advts can be very effective for reaching target audiences.

تبلیغات رسانه های اجتماعی می تواند برای رسیدن به مخاطبان هدف بسیار موثر باشد.

they created a catchy slogan for the advt campaign.

آنها یک شعار جذاب برای کمپین تبلیغاتی ایجاد کردند.

the advt agency helped them develop a successful marketing strategy.

آژانس تبلیغاتی به آنها کمک کرد تا یک استراتژی بازاریابی موفق ایجاد کنند.

she saw an advt for a job she was interested in.

او یک آگهی برای شغلی که به آن علاقه داشت دید.

the advt highlighted the key features of the new product.

تبلیغ ویژگی های کلیدی محصول جدید را برجسته کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید