affluences

[ایالات متحده]/əˈflʊənsɪz/
[بریتانیا]/əˈflʌənsɪz/

ترجمه

n. وضعیت ثروتمند یا موفق بودن؛ فراوانی؛ جمع شدن یا گرد آمدن، به ویژه از مردم یا پول.

عبارات و ترکیب‌ها

affluences of tourists

جریان گردشگران

جملات نمونه

the city experienced an influx of affluences from nearby towns.

شهر شاهد افزایش جریان‌ها از شهرهای نزدیک بود.

the museum benefited from the affluences of tourists during the summer months.

موزه از حضور گردشگران در طول ماه‌های تابستان بهره‌مند شد.

the new park saw a steady stream of affluences, especially on weekends.

پارک جدید شاهد جریان ثابت حضور افراد بود، به خصوص در آخر هفته‌ها.

the company's success was due in part to the affluences of skilled workers.

موفقیت شرکت تا حدودی به حضور نیروهای کار ماهر با تجربه بستگی داشت.

the city's vibrant arts scene attracts a constant affluence of creative individuals.

صحنه هنری پر جنب و جوش شهر، به طور مداوم افراد خلاق را به خود جذب می‌کند.

the river valley witnessed an affluence of migrating birds during the autumn.

دره رودخانه شاهد حضور پرندگان مهاجر در طول پاییز بود.

the political rally drew a large affluence of supporters from across the region.

گردهمایی سیاسی، تعداد زیادی از حامیان را از سراسر منطقه به خود جذب کرد.

the influx of affluences brought new challenges and opportunities to the town.

جریان ورودی افراد، چالش‌ها و فرصت‌های جدیدی را برای شهر به ارمغان آورد.

the city's economy thrived on the affluence of tourists and international business.

اقتصاد شهر با حضور گردشگران و تجارت بین‌المللی رونق یافت.

despite the affluences, the small village managed to retain its peaceful atmosphere.

با وجود حضور افراد، روستای کوچک توانست فضای آرام خود را حفظ کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید