affronts

[ایالات متحده]/əˈfrɒnts/
[بریتانیا]/əˈfrɑːnts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توهین یا بی احترامی؛ عمل عمدی بی احترامی یا تحقیر؛ عمل عمدی بی احترامی یا توهین؛ اهانت به کرامت فرد.

عبارات و ترکیب‌ها

perpetuate affronts

ادامه دادن توهین‌ها

a grave affront

یک توهین جدی

public affronts

توهین‌های علنی

a deliberate affront

یک توهین عمدی

insulting affronts

توهین‌های تحقیرآمیز

unpardonable affronts

توهین‌های بخش‌ناپذیر

جملات نمونه

his actions were considered affronts to good taste.

اقدامات او به عنوان توهین به سلیقه خوب تلقی می‌شد.

she couldn't tolerate any further affronts to her dignity.

او نمی‌توانست هیچ توهین بیشتری به منزلت او تحمل کند.

the politician faced numerous affronts from his opponents.

سیاستمدار با توهین‌های متعدد از سوی مخالفان روبرو شد.

his constant criticism was a blatant affront to her authority.

انتقاد دائمی او یک توهین آشکار به اقتدار او بود.

the artist felt the public's indifference was an affront to his creativity.

هنرمند احساس کرد بی‌تفاوتی مردم توهینی به خلاقیت او بود.

their refusal to apologize was a grave affront to the victims.

امتناع آنها از عذرخواهی توهین بزرگی به قربانیان بود.

the company's unethical practices were met with public affronts.

رفتارهای غیراخلاقی شرکت با توهین‌های عمومی مواجه شد.

he saw the insults as personal affronts, not just criticism.

او این توهین‌ها را به عنوان توهین‌های شخصی می‌دید، نه فقط انتقاد.

the king took the rebellion as a direct affront to his power.

شاه شورش را به عنوان توهین مستقیم به قدرت خود تلقی کرد.

the students' protest was seen as an affront to school authority.

تظاهرات دانش‌آموزان به عنوان توهینی به اقتدار مدرسه تلقی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید