afterdamps

[ایالات متحده]/ˈæftədæmps/
[بریتانیا]/ˌæftərˈdæmps/

ترجمه

n. گاز سمی باقیمانده؛ گازی که پس از انفجار آزاد می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

afterdamps effect

اثر پس‌زلزله

measure afterdamps

اندازه‌گیری پس‌زلزله

analyze afterdamps pattern

تجزیه و تحلیل الگوی پس‌زلزله

control afterdamps vibration

کنترل ارتعاشات پس‌زلزله

understand afterdamps behavior

درک رفتار پس‌زلزله

simulate afterdamps scenario

شبیه‌سازی سناریوی پس‌زلزله

predict afterdamps occurrence

پیش‌بینی وقوع پس‌زلزله

mitigate afterdamps impact

کاهش اثرات پس‌زلزله

research afterdamps phenomena

تحقیق در مورد پدیده‌های پس‌زلزله

جملات نمونه

the sound of the engine afterdamped quickly.

صدای موتور به سرعت پس از میرایی کاهش یافت.

afterdamped vibrations can be unsettling.

لرزش‌های پس از میرایی می‌توانند ناراحت‌کننده باشند.

the music afterdamped into a quiet hum.

موسیقی به یک زمزمه آرام پس از میرایی تبدیل شد.

he felt the tremor afterdamp.

او لرزش پس از میرایی را احساس کرد.

the shockwaves afterdamped over time.

امواج شوک با گذشت زمان پس از میرایی کاهش یافتند.

the noise afterdamped, leaving a strange silence.

سر و صدا پس از میرایی کاهش یافت و سکوت عجیبی از خود به جای گذاشت.

the afterdamp of the explosion was still felt for miles.

اثر پس از میرایی انفجار هنوز در مسافت‌های طولانی احساس می‌شد.

she watched as the light afterdamped in the distance.

او تماشا کرد که نور در دوردست پس از میرایی محو شد.

the air still held a faint afterdamp of smoke.

هوا هنوز بوی دود پس از میرایی را حفظ کرده بود.

the ground trembled with the afterdamp of the earthquake.

زمین با اثر پس از میرایی زلزله می‌لرزید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید