afterdecks

[ایالات متحده]/ˈɑːftərˌdɛk/
[بریتانیا]/ˈæftərˌdɛk/

ترجمه

n. عرشه یک کشتی که در عقب عرشه اصلی واقع شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

afterdeck party

جشن بعد عرشه

cruise the afterdeck

گشت و گذار در عرشه پشتی

جملات نمونه

the ship's afterdeck was crowded with passengers.

عرشه پشتی کشتی مملو از مسافران بود.

they gathered on the afterdeck to watch the sunset.

آنها برای تماشای غروب خورشید در عرشه پشتی جمع شدند.

the captain's quarters were located on the afterdeck.

اتاق‌های کاپیتان در عرشه پشتی قرار داشتند.

a lifeboat was lowered from the afterdeck.

یک قایق نجات از عرشه پشتی پایین آورده شد.

the crew worked tirelessly on the afterdeck, preparing for departure.

خدمه بدون خستگی روی عرشه پشتی کار می‌کردند و برای عزیمت آماده می‌شدند.

he sat on a chair on the afterdeck, enjoying the fresh air.

او روی یک صندلی در عرشه پشتی نشست و از هوای تازه لذت برد.

the afterdeck was equipped with comfortable seating for passengers.

عرشه پشتی مجهز به صندلی‌های راحت برای مسافران بود.

they held a barbecue on the afterdeck, enjoying the warm evening air.

آنها باربکیو در عرشه پشتی برگزار کردند و از هوای گرم شب لذت بردند.

the afterdeck offered stunning views of the ocean.

عرشه پشتی چشم اندازهای خیره کننده ای از اقیانوس ارائه می داد.

a deckhand was cleaning the afterdeck, removing any debris.

یک خدمه عرشه در حال تمیز کردن عرشه پشتی بود و هرگونه زباله را از بین می برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید