aftermast

[ایالات متحده]/ˈɑːftəˌmɑːst/
[بریتانیا]/ˈæfərˌmɑːst/

ترجمه

n. دکل واقع در عقب دکل اصلی بر روی یک کشتی.

عبارات و ترکیب‌ها

below the aftermast

زیر دکمه

climbing the aftermast

بالا رفتن از دکمه

جملات نمونه

the ship's aftermast was damaged in the storm.

دم عقب کشتی در طوفان آسیب دید.

they climbed up the aftermast to repair the sail.

آنها برای تعمیر بادبان به سمت دم عقب کشتی بالا رفتند.

the wind caught the aftermast, causing the boat to tilt.

باد دم عقب کشتی را گرفت و باعث شد قایق کج شود.

a lookout stood on the aftermast, scanning the horizon.

یک نگهبان بر روی دم عقب کشتی ایستاده و افق را اسکن می کرد.

the aftermast was a sturdy structure made of oak wood.

دم عقب یک سازه محکم بود که از چوب بلوط ساخته شده بود.

he knew the ship's rigging well, especially the aftermast.

او به خوبی سخت افزار کشتی را می دانست، به خصوص دم عقب.

the captain ordered the crew to secure the aftermast during rough seas.

کاپیتان دستور داد خدمه در دریای خروشان دم عقب کشتی را ایمن کنند.

the ship's aftermast was a symbol of its power and majesty.

دم عقب کشتی نمادی از قدرت و شکوه آن بود.

they replaced the old, worn-out aftermast with a new one.

آنها دم عقب قدیمی و فرسوده را با یکی جدید جایگزین کردند.

the storm ripped through the ship, snapping its aftermast in two.

طوفان از میان کشتی گذشت و دم عقب آن را به دو نیم شكست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید