agonies of childbirth
دردهای زایمان
mental agonies
دردهای ذهنی
physical agonies
دردهای جسمی
agonies of waiting
دردهای انتظار
endure the agonies
دردها را تحمل کنید
in agony’s grip
در چنگال درد
agonies of conscience
دردهای وجدان
the patient suffered through agonizing agonies during the surgery.
بیمار در طول جراحی، رنجهای طاقتفرسا را متحمل شد.
his decision caused him untold agonies.
تصمیم او باعث رنجهای فراوان برای او شد.
she relived the agonies of her past every day.
او هر روز رنجهای گذشته خود را دوباره تجربه میکرد.
the team endured agonies in the final minutes of the game.
تیم در دقایق پایانی بازی، رنجهای زیادی را تحمل کرد.
his injuries caused him endless agonies.
آسیبهای او باعث رنجهای بیپایان برای او شد.
the artist used vivid colors to depict the agonies of war.
هنرمند از رنگهای زنده برای به تصویر کشیدن رنجهای جنگ استفاده کرد.
he was wracked with agonies over his lost love.
او به دلیل عشق از دست رفتهاش، با رنجهای فراوانی دست و پنجه نرم میکرد.
the novel explored the agonies of human relationships.
رمان به بررسی رنجهای روابط انسانی پرداخت.
her dreams were filled with agonizing agonies and nightmares.
رویاهای او با رنجهای طاقتفرسا و کابوسها پر شده بود.
the athlete pushed through the agonies to win the race.
ورزشکار با وجود رنج، برای بردن مسابقه به تلاش خود ادامه داد.
agonies of childbirth
دردهای زایمان
mental agonies
دردهای ذهنی
physical agonies
دردهای جسمی
agonies of waiting
دردهای انتظار
endure the agonies
دردها را تحمل کنید
in agony’s grip
در چنگال درد
agonies of conscience
دردهای وجدان
the patient suffered through agonizing agonies during the surgery.
بیمار در طول جراحی، رنجهای طاقتفرسا را متحمل شد.
his decision caused him untold agonies.
تصمیم او باعث رنجهای فراوان برای او شد.
she relived the agonies of her past every day.
او هر روز رنجهای گذشته خود را دوباره تجربه میکرد.
the team endured agonies in the final minutes of the game.
تیم در دقایق پایانی بازی، رنجهای زیادی را تحمل کرد.
his injuries caused him endless agonies.
آسیبهای او باعث رنجهای بیپایان برای او شد.
the artist used vivid colors to depict the agonies of war.
هنرمند از رنگهای زنده برای به تصویر کشیدن رنجهای جنگ استفاده کرد.
he was wracked with agonies over his lost love.
او به دلیل عشق از دست رفتهاش، با رنجهای فراوانی دست و پنجه نرم میکرد.
the novel explored the agonies of human relationships.
رمان به بررسی رنجهای روابط انسانی پرداخت.
her dreams were filled with agonizing agonies and nightmares.
رویاهای او با رنجهای طاقتفرسا و کابوسها پر شده بود.
the athlete pushed through the agonies to win the race.
ورزشکار با وجود رنج، برای بردن مسابقه به تلاش خود ادامه داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید