agonies

[ایالات متحده]/ˈæɡəniːz/
[بریتانیا]/ægˈoʊniːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رنج شدید جسمی یا روانی؛ اندوه؛ تلاش‌های نهایی یک فرد در حال مرگ.

عبارات و ترکیب‌ها

agonies of childbirth

دردهای زایمان

mental agonies

دردهای ذهنی

physical agonies

دردهای جسمی

agonies of waiting

دردهای انتظار

endure the agonies

دردها را تحمل کنید

in agony’s grip

در چنگال درد

agonies of conscience

دردهای وجدان

جملات نمونه

the patient suffered through agonizing agonies during the surgery.

بیمار در طول جراحی، رنج‌های طاقت‌فرسا را متحمل شد.

his decision caused him untold agonies.

تصمیم او باعث رنج‌های فراوان برای او شد.

she relived the agonies of her past every day.

او هر روز رنج‌های گذشته خود را دوباره تجربه می‌کرد.

the team endured agonies in the final minutes of the game.

تیم در دقایق پایانی بازی، رنج‌های زیادی را تحمل کرد.

his injuries caused him endless agonies.

آسیب‌های او باعث رنج‌های بی‌پایان برای او شد.

the artist used vivid colors to depict the agonies of war.

هنرمند از رنگ‌های زنده برای به تصویر کشیدن رنج‌های جنگ استفاده کرد.

he was wracked with agonies over his lost love.

او به دلیل عشق از دست رفته‌اش، با رنج‌های فراوانی دست و پنجه نرم می‌کرد.

the novel explored the agonies of human relationships.

رمان به بررسی رنج‌های روابط انسانی پرداخت.

her dreams were filled with agonizing agonies and nightmares.

رویاهای او با رنج‌های طاقت‌فرسا و کابوس‌ها پر شده بود.

the athlete pushed through the agonies to win the race.

ورزشکار با وجود رنج، برای بردن مسابقه به تلاش خود ادامه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید