agonised for hours
تحت فشار قرار گرفتن برای ساعتها
agonised expression
حالت چهرهی رنجدیده
agonised by doubt
تحت فشار قرار گرفتن به دلیل تردید
agonised silence
سکوت آزاردهنده
he agonised over the decision.
او در مورد تصمیم دچار اضطراب و تردید شد.
she agonised for hours before making a choice.
او ساعتها قبل از انتخاب دچار تردید و نگرانی شد.
the artist agonised over every brushstroke.
هنرمند بر روی هر ضربه قلممو دچار تردید و نگرانی شد.
he agonised about his future career path.
او در مورد مسیر شغلی آینده خود دچار تردید و نگرانی شد.
the weight of responsibility agonised him.
بار مسئولیت او را دچار اضطراب و تردید کرد.
she agonised at the thought of leaving her family.
فکر جدایی از خانوادهاش او را دچار اضطراب و تردید کرد.
the athlete agonised through the final lap.
ورزشکار در آخرین دور مسابقه با سختی و رنج پیش رفت.
he agonised over the words before speaking.
او قبل از صحبت کردن در مورد کلمات دچار تردید و نگرانی شد.
the writer agonised for weeks trying to finish the novel.
نویسنده برای اتمام رمان هفتهها دچار تردید و نگرانی شد.
they agonised over the best way to solve the problem.
آنها در مورد بهترین راه حل مشکل دچار تردید و نگرانی شدند.
agonised for hours
تحت فشار قرار گرفتن برای ساعتها
agonised expression
حالت چهرهی رنجدیده
agonised by doubt
تحت فشار قرار گرفتن به دلیل تردید
agonised silence
سکوت آزاردهنده
he agonised over the decision.
او در مورد تصمیم دچار اضطراب و تردید شد.
she agonised for hours before making a choice.
او ساعتها قبل از انتخاب دچار تردید و نگرانی شد.
the artist agonised over every brushstroke.
هنرمند بر روی هر ضربه قلممو دچار تردید و نگرانی شد.
he agonised about his future career path.
او در مورد مسیر شغلی آینده خود دچار تردید و نگرانی شد.
the weight of responsibility agonised him.
بار مسئولیت او را دچار اضطراب و تردید کرد.
she agonised at the thought of leaving her family.
فکر جدایی از خانوادهاش او را دچار اضطراب و تردید کرد.
the athlete agonised through the final lap.
ورزشکار در آخرین دور مسابقه با سختی و رنج پیش رفت.
he agonised over the words before speaking.
او قبل از صحبت کردن در مورد کلمات دچار تردید و نگرانی شد.
the writer agonised for weeks trying to finish the novel.
نویسنده برای اتمام رمان هفتهها دچار تردید و نگرانی شد.
they agonised over the best way to solve the problem.
آنها در مورد بهترین راه حل مشکل دچار تردید و نگرانی شدند.
Explore frequently searched vocabulary
Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!
Download DictoGo Now