agonizes in pain
درد میکشد
agonizes silently
به طور خاموش درد میکشد
the patient agonizes over every decision.
بیمار بر سر هر تصمیمی بسیار تأمل میکند.
he agonizes about his future career path.
او در مورد مسیر شغلی آینده خود بسیار تأمل میکند.
she agonizes over her choice of words.
او در مورد انتخاب کلمات خود بسیار تأمل میکند.
the artist agonizes over every brushstroke.
هنرمند بر سر هر ضربه قلم بسیار تأمل میکند.
he agonizes for hours before making a call.
او ساعتها قبل از گرفتن تلفن بسیار تأمل میکند.
the writer agonizes over the ending of his novel.
نویسنده بر سر پایان رمان خود بسیار تأمل میکند.
they agonize about the consequences of their actions.
آنها در مورد عواقب اعمال خود بسیار تأمل میکنند.
the athlete agonizes over his performance in the competition.
ورزشکار بر سر عملکرد خود در مسابقه بسیار تأمل میکند.
she agonizes about her failing health.
او در مورد سلامتی رو به وخامت خود بسیار تأمل میکند.
the politician agonizes over his next speech.
سیاستمدار بر سر سخنرانی بعدی خود بسیار تأمل میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید